تسکین درد
؛..__
خسته از عالم و آدم جویم
لب فروبستن و خاموشی را
اندکی چای دلم میخواهد
و چه بسیار فراموشی را !
سعید عبداللهی
بیا بس کن تو این افسون گری را
بیا ختمش بکن این دلبری را
همه دلتنگیت سهم دل ما
وآخر می گزینی دیگری را..؟! 💔
تسکین درد
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی