گر نمیکوشی به درمانم
به آزارم مکوش
مرهم دل نیسـتی
بـر سـینه پیکانی چرا؟
#حمید_سبزواری
بیا که دیده به دیدارت آرزومند است …
عراقی
آن یار نکوی من، بگرفت گلوی من
گفتا که چه میخواهی، گفتم که همین خواهم
تسکین درد
از من هی اصرار و از تو هی انکار و
سکوتت و بشکن نگو حرف ندارم نکن این کارو