eitaa logo
𝗥𝗲𝘆𝗵𝗮𝗻𝗲𝗵𓍯࣪
192 دنبال‌کننده
470 عکس
238 ویدیو
1 فایل
کاری به سرد و گرم بهار و خزان نداشت این پنجره فقط به‌ هوایِ تو باز بود/
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید در جهان دیگری به جای زنده ماندن زندگی کردیم.
میگه «به من اعتماد کن» ولی من هنوز به خودم اعتماد ندارم.
من پریشان تر از آنم که تو می پنداری...!
وقتی میفهمی آدما چقد میتونن عوض شن🚮
قهوه می نوشم که با تلخی فراموشت کنم ؛ راستی، فنجان چقدر همرنگ چشمانت شده!
من دلتنگی را با اسم تو یاد گرفتم. عجیب این‌جاست که گاهی بیشتر از خودت، دلتنگِ آن آدمی هستم که کنار تو بودم؛ آرام‌تر، مطمئن‌تر، بی‌نیاز از توضیح دادن خودم. من منطقی‌ام، می‌دانم چرا تمام شد، می‌دانم آدم‌ها قرار نیست برای همیشه در یک زمان و یک احساس بمانند، می‌دانم بعضی فاصله‌ها ناگزیرند. اما دانستن، چیزی از دلتنگی کم نمی‌کند؛ فقط آن را ساکت‌تر و عمیق‌تر می‌سازد. دلتنگی من بیشتر از این‌که برای لمس دست‌هایت باشد، برای آن امنیتی‌ست که کنار تو داشتم. کنار تو لازم نبود قوی باشم، لازم نبود نقش بازی کنم، لازم نبود خودم را ثابت کنم. فقط بودن کافی بود. گاهی وسط یک روز کاملاً معمولی، وقتی همه‌چیز به‌ظاهر سرِ جایش است، یک جمله‌ی ساده از تو، یا خندیدنت وقتی سعی می‌کردی جدی بمانی، ناگهان از ذهنم عبور می‌کند و همان چند ثانیه کافی‌ست تا دلم بلرزد. عزیز من، تو شبیه صندلی خالی‌ای هستی که کسی دیگر قرار نیست رویش بنشیند؛ نه به این خاطر که جای دیگری بهتر نیست، بلکه چون بعضی جاها، فقط یک‌بار ساخته می‌شوند… و من هنوز دلِ جابه‌جایش را ندارم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا