🔸۲ . انتخاباته ؟!
چهار تا خانم یه جا نشسته بودن با چادرهای جنوبی ... دو تا دختر ناز هم کنارشون بازی میکردن
اول رفتم سراغ بچه ها و ذوقشون رو کردم ... گفتم کاش دخترم که پیش باباشه میومد باهاتون بازی میکرد !
نسبتشون رو پرسیدم ... دو تا خواهر بودن و یه خاله و دخترخاله ، خیلی هم شبیه هم !
بعد پرسیدم از کجا میاید ؟ گفتن کرمان !
گفتم اونجا چطوره جو انتخابات و اینا ؟!
گفتن مگه انتخاباته ؟!😳😳😳
نتونستم جلوی تعجبم رو بگیرم ! با لبخند گفتم آره دیگه آخر هفته انتخاباته !
یکیشون گفت آره شنیدم این نزدیکا انتخاباته ! عجب !😅
شروع کردم از مشارکت گفتم ، وسط حرفم یکیشون گفت من چن تا برنامه دیدم ، از پزشکیان خوشم نیومد ! منم تا داغ بود نون رو چسبوندم و از فرق دولت رئیسی و روحانی گفتم ... بین صحبتمون یه حاج خانومی اومد و گفت حالا به کی رای بدیم ؟
گفتم هر کی راه آقای رئیسی رو ادامه بده و مثل ایشون کاری و انقلابی باشه ! به ۸ سال قبل و اون مشکلات برنگردیم ... یکیشون گفت حالا روحانی کیه ؟!😭😂
اون یکی گفت قبل رئیسی ، روحانی رئیس جمهور بود ! همون که بنزین گرون شد گفت صبح جمعه فهمیدم !🤣🤣🤣
دوباره گفتن حالا به کی رای بدیم ؟
گفتم خب هستن نامزدای انقلابی که خطشون با آقای رئیسی یکیه و کاری ان ، آقای جلیلی ، آقای قالیباف !
چند نفر دورمون توجهشون جلب شده بود و داشتن گوش میدادن ...
اون حاج خانوم گفت نه از قالیباف خوشم نمیاد ! 🤭😂 جمعش کردم و گفتم خب آقای جلیلی ! ایشون خیلی انقلابی ان و حتما باعث میشن این راه ادامه پیدا کنه !
اگه ما مشکل داریم که همه دارن ، راهش اینه که کسی رو روی کار بیاریم که برا مردم و کشور کار کنه ! اگه رای ندیم و آدم نااهلی بیاد ، کوتاهی کردیم ! اگه آدم خوبی بیاد ، میتونستیم پشتوانه ش رو قوی کنیم و نکردیم ! و...
از حرفاشون متوجه شدم دارن میرن ، حرفامو جمع کردم با چند تا جمله صمیمی دیگه و التماس دعا خداحافظی کردیم ...
خیلی خوب بود ☺️
ولی میدونید ضد حال بعدش چی بود ؟!
یه خادم موقع رفتن به یکیشون با حالت نچ نچ و سرزنشگری بدی گفت حجابتو درست کن ! خون همهی شهدا گردنته هااا !😩
حالا یذره قشنگ تر میگفتی چی میشد !😭
هوففف!
ادامه دارد ...
#تبلیغ_چهره_به_چهره
#تبلیغ_انتخابات
#انتخابات
#مشهد
🖋طیبه
@Tayyebeh_79
💕
ای که یک گوشهی چشمت
غم عالم ببرد ! 🌱
حیف باشد
که تو باشی
و مرا
غم ببرد 🥺
💕
#مشهد
عید غدیر ۱۴۰۳
@Tayyebeh_79
۳ . دلم سوخت 💔
باز شیطون داشت گولم میزد ! 😈
گفت واسه امروز بسه برگرد خونه ! به خودم تشر زدم که خسته نشی يه وقت!😐 کلا دو دفعه صحبت کردیا ! پاشو !
رفتم رواق دارالحجة ... دو دفعه دور زدم ولی باز انگار نمیتونستم ! انرژی لازم بودم !
سمت ضریح طبقه پایین که نزدیکترین نقطه و قبر مطهر هست رفتم و از خودش خواستم بهم توان بده ! گفتم من دوست دارم یه کاری کنم ! ولی میترسم ! روم نمیشه ! تنبلم ! هرچی 😞
شما کمکم کن کوتاهی نکنم !
زیر لب زمزمه کردم : رب اشرح لی صدری ، و یسرلی امری ، واحلل عقدة من لسانی ، یفقهوا قولی 🌱
برگشتم و گفتم یالا ! تا دو دقیقه دیگه باید یه جا نشسته باشی !
ترجیحم این بود که با جمع چند نفره صحبت کنم ...
نمیخواستم مزاحم زیارت خوندن کسی بشم ،
۳ تا خانوم رو دیدم که مشغول صحبت بودن ... سلام کردم و اینبار اینجور شروع کردم که اگه مشکلی نیست میخواستم چند دقیقه ای وقتتون رو بگیرم و گپ بزنیم !
نشستم کنارشون ... تو چهره شون تعجب و سوال مشخص بود
+ درباره چی ؟
- میگم خدمتتون ، از کجا میاید بسلامتی ؟ + از آمل
(میدونستم شماله ولی کدوم استان بود رو نه !😅 )
- کدوم استان میشه ؟
+ مازندران
- جو انتخابات اونجا چجوره ؟!
به هم نگاه کردن و گفتن اِی !
- پس خوب نیست ظاهرا😅 خودتون چطور ؟ رای میدید ؟!
+ نمیدونم ، شاید ...😒
- چطور ؟
+ اون بنده خدا که داشت کار میکرد معلوم نشد چیشد کشتنش ! یکی دیگه م بیاد میکشنش! (منظورش شهید رئیسی بود)
- کشتن ؟! کی کشته بنظرتون ؟
+ نمیدونم !
- منظورتون اینه که کار خودشونه؟!🤔
+ فک نمیکنم ، ولی بالاخره دشمن داشت ...
- نظام تنش میخارید خودشو تو همچین هچلی بندازه که الان شاید کشور بیفته دست یکی مثل آقای روحانی ؟
+ آره خب ... ولی من خیلی ایشونو دوست داشتم ! 💔 دلم سوخت که رفت ! خدایی داشت کار میکرد !
- اگه دوستشون داریم که باید کاری کنیم راهشون ادامه پیدا کنه ! نه اینکه یکی بیاد و زحمتشونو هدر بده ... نه ؟!
رفتن تو فکر ...
یکیشون پرسید : اصلا چرا این پزشکیانو تایید صلاحیت کردن ؟!
- اولا که اگه تایید نمیکردن باز یه عده میگفتن از جناح ما کسی تایید نشد و انتصاباته ! بعدم شورای نگهبان یه کفی رو مشخص میکنه ، ما باید اصلح رو پیدا کنیم ! یکی با معدل ۱۰ ، یکی با معدل ۱۹ ، جفتشون قبول میشن ولی آیا یکی هستن ؟!🧐
اون یکی گفت : ولی پزشکیان که گفته من راه رئیسی رو میرم !
- من نشنیدم گفته باشه ! اتفاقا چقدر هم به ایشون توپید ! دور و برش هم همه کسانی هستن که تو دولت روحانی و خاتمی بودن و عملکردشونو دیدیم ! به حرف نیست ...
یکی دیگه گفت : اگه رای دادیم و مثل احمدی نژاد عوض شدن چی ؟ خیلیا شعار انقلابی میدن !
- شما وظیفه تون رو انجام دادین ... اگه الان بررسی کنید هستن نامزدایی که مثل شهید رئیسی حرف و عملشون یکیه و میشه اعتماد کرد ، من از اونطرف میپرسم ، اگه رای ندیم و یکی بیاد دوباره کشورو عقب ببره همین ماها نمیشینیم غصه بخوریم ؟☹️
خیلی حرف زدیم ...
از این گفتم که دشمن از رای ندادنمون اعتراض نمیفهمه ! به پای ضدیت با ایران و نظام میذاره !
به هم نگاه میکردن و میگفتن راست میگه ها !
دیر شده بود ، باید برمیگشتم ، خدا رو شکر این یکی هم با لبخند تموم شد 🌱
از پرحرفیم عذرخواهی کردم و بلند شدم ....
اومدم بالا و تو صحن آزادی منتظر همسر موندم .
به این فکر میکردم مسئولین نامردی که انقدر مردمو دلسرد و ناامید کردن ، چطور میخوان جواب پس بدن ؟ 😔
ادامه دارد ...
#تبلیغ_چهره_به_چهره
#تبلیغ_انتخابات
#انتخابات
#مشهد
🖋طیبه
@Tayyebeh_79
دیشب همسرم هم با فسقلی تو صحن ها مشغول صحبت با مردم بودن ...
چیزای جالبی تعریف میکردن
مثلا یه نفر گفته بود میخوام به پزشکیان رای بدم ،
پرسیده بودن چرا ؟
گفته بود چون همشهریمه ! بقیه رو نمیشناسم !🙄
با چند دقیقه صحبت رأیش عوض شد شکر خدا !
بعد من تا دیروز میگفتم اطلاعات من برای پاسخ دهی به شبهات کافی نیست و نمیتونم با مردم صحبت کنم ! 😶
خیلی ها با دلایل ساده ای دارن اشتباه میکنن و عوض کردن نظرشون اونقدرا که فکر میکنیم سخت نیست❗️
#تبلیغ_چهره_به_چهره
#تبلیغ_انتخابات
#انتخابات
#مشهد
🖋طیبه
@Tayyebeh_79
أَسْتَودِعُكَ اللّهَ
وَ أَسْتَرْعيكَ
وَ أَقْرَءُ عَلَيْكَ السَّلام ...
به خدا میسپارمت
و در پناه او میخواهمت
و بر تو سلام میگویم ...
#وداع 💔
#مشهد
🖋طیبه
@Tayyebeh_79
سطح ادب و فهم بعضیام اینجوریه که ده بار وسط حرف رهبرشون میپرن و شعار میدن
تهشم با نوای "ای رهبر آزاده ! آماده ایم آماده !" باعث میشن صحبت آقا نصفه بمونه !
خسته نباشید واقعا !😶
#سیاسی
🖋طیبه
@Tayyebeh_79