د حمام شود در یک روز و روز دیگر حمام نرود و کسی که میخواهد لاغر شود و چاق است، هرروز حمام برود.»
در روایت دیگر آمده: «الحمام يوم ويوم لا يكثر اللحم وإدمانه في كل يوم يذيب شحم الكليتين.»[10] یعنی «حمام رفتن یک روز در میان گوشت بدن را زیاد میکند و هرروز حمام رفتن قلوه پیه را آب میکند.» همانطور که گفته شد آب شدن قلوه پیه بد است و قلوه پیه هرچه بیشتر باشد بدن قویتر است.
امام صادق (ع) میفرمایند: «ثلاثة يسمن، وثلاثة يهزلن، فأما التي يسمن فادمان الحمام ...»[11] یعنی «سه چیز چاق میکند و سه چیز لاغر میکند، چیزهایی که چاق میکند مداوم حمام رفتن ...» شاید گفته شود در این روایت مراد از مداوم حمام رفتن، هرروز حمام رفتن است که با روایات قبلی تناقض دارد ولی درست این است که مداوم حمام رفتن هم میتواند هرروز باشد و هم یک روز در میان و چون روایات زیادی وجود دارد که مفسر معنی مداومت در حمام رفتن برای درمان لاغری است باید گفت که در این روایت هم مراد یک روز در میان است.
همچنین در روایت توصیهشده که با شکم خالی حمام نشود، از طرفی برای درمان چاقی توصیهشده هرروز ناشتا با شکم خالی حمام شود و نیز آمده که حمام بعد از غذا و در حال سیری سبب چاقی میشود، بنابراین برای لاغر شدن باید هرروز ناشتا و با شکم خالی حمام رفت و برای چاق شدن باید یک روز در میان و بعد از غذا حمام برود، البته نباید بلافاصله بعد از غذا و درحالت سیری مفرط حمام رفت زیرا در روایت آمده که ضرر دارد و ممکن است باعث مرگ شود و حداقل باید یک یا دو ساعت فاصله باشد.
امام صادق (ع) میفرمایند: «وان اردت ان تزيد لحمك فادخل الحمام على شبعك»[12] یعنی «اگر میخواهی که گوشت بدنت زیاد شود، در حال سیری وارد حمام شو.»
همچنین در روایت آمده: «ثلاثة يهدمن البدن وربما قتلن : دخول الحمام على البطنة ، والغشيان على الامتلاء ، ونكاح العجائز»[13] یعنی «سه چیز است که میتواند انسان را میکشد، همبستری با زنان در حال سیری مفرط و داخل شدن به حمام در حال سیری مفرط و همبستری با زنان پیر.»
چهارمین درمان استفاده از عطر و بوی خوش است، امام صادق (ع) میفرمایند: «ثلاثة يسمن، وثلاثة يهزلن، فأما التي يسمن فادمان الحمام، وشم الرائحة الطيبة ...»[14] یعنی «سه چیز چاق میکند و سه چیز لاغر میکند، چیزی که انسان را چاق میکند مداوم (یک روز در میان) حمام رفتن و بوییدن بوی خوش ...»
پیامبر (ص) میفرمایند: «ثلاثة يفرح بهن الجسم ويربو ، الطيب ولباس اللين ، وشرب العسل.»[15] یعنی «سه چیز است که بدن با آن خوشحال میشود و رشد و نمو پیدا میکند، عطر (بوی خوش) و لباس نرم و نوشیدن عسل.»
در روایت آمده: «واروى انه لو كان شئ يزيد في البدن لكان الغمز يزيد واللين من الثياب وكذلك الطيب ودخول الحمام»[16] یعنی «اگر چیزی بدن را زیاد میکند آن فشار دادن و لباس نرم و بوی خوش و حمام رفتن است.» اگر در اثر عارضهای یکی یا بعضی از اندامها لاغر باشد برای رساندن آن عضو به تناسب، آن عضو را فشار دهند، فشار دادن با ماساژ فرق دارد، برای مثال راه رفتن روی پای شخص، افرادی که بچه کوچک دارند با فشار دادن دست و پای کودک به رشد آن کمک میکنند. بهترین محل برای استعمال عطر روی سبیل است تا فرد بوی آن را استشمام کند، عطر باید طبیعی باشد و عطرهای شیمیایی ضرر دارند و ممکن است باعث مشکلات تنفسی شود.
امام صادق (ع) میفرمایند: «الطيب: المسك والعنبر والزعفران والعود.»[17] یعنی «عطر اینها هستند، مشک و عنبر و زعفران و عود.» در طب اسلامی مراد از عطر و بوی خوش همین چهار مورد است و بقیه عطرها به دُهن (روغن) تعبیر شدهاند که البته استفاده از آنها هم سفارش شده است، در عطر اسراف معنی ندارد، پیامبر (ص) بیشترین استفاده را از عطر میکردند. متأسفانه این عطرها که ذکرشده کمیاب و حتی نایاب است و اگر هم پیدا شود گران است. در روایت آمده: «وكان (ص) يطيب بالغالية تطيبه بها نساؤه بأيديهن.»[18] یعنی «پیامبر (ص) بدنش را خوشبو میکرد با غالیه، زنان پیامبر (ص) با دست خود برای او عطر میگذاشتند.» غالیه گرانترین عطر آن زمان بوده و از ترکیب همان چهار عطر که ذکر شد تهیه میشد.
امام صادق (ع) میفرمایند: «لا بأس أن يتخلق الرجل لامرأته ولكن لا يبيت متخلقا.»[19] یعنی «اشکالی ندارد که مرد از خلوق استفاده کند برای همسرش ولی شب با خلوق نخوابد.» در روایت دیگری آمده: «لا بأس بالخلوق في الحمام ، ويمسح يديه ورجليه من الشقاق بمنرلة الدواء ، وما اُحب إدمانه»[20] یعنی «استفاده از خلوق در حمام اشکال ندارد، دست و پا را با خلوق مسح کند برای ترک دستوپا بهعنوان دارو و دوست ندارم که بهطور مداوم استفاده شود.» خلوق عطری بوده که از زعفران و چیزهای دیگر تهیه میشده و برای خانه کعبه از آن استفاده میشد، با توجه به روایات استفاده از این عطر ضرر دارد.
امام کاظم (ع) میفرمایند: «لا ينبغي للرجل أن يدع الطيب في ك
ل يوم فإن لم يقدر عليه فيوم ويوم لا، فإن لم يقدر ففي كل جمعة ولا يدع.»[21] یعنی «سزاوار نیست که انسان عطر را رها کند در هیچ روزی (باید هرروز عطر استعمال کند) اگر نمیتواند یک روز در میان و اگر نمیتواند هر جمعه (هر هفته از عطر استفاده کند)، و رها نکند.»
پیامبر (ع) میفرمایند: «حبب إلي من دنياكم النساء والطيب»[22] یعنی «از دنیای شما دو چیز نزد من محبوب است، زنها و عطر.»
در روایت دیگر آمده: «ليتطيب أحدكم يوم الجمعة ولو من قارورة امرأته.»[23] یعنی «روز جمعه حتماً از عطر استفاده کنید هرچند از شیشه عطر خانم.»
در روایت دیگر آمده: «طيب النساء ما ظهر لونه وخفي ريحه، وطيب الرجال ما ظهر ريحه وخفي لونه.»[24] یعنی «عطر خانمها رنگ آن زیاد و بوی آن کم باشد و عطر مردان بوی آن زیاد باشد و رنگ آن کم.» شاید زنان از عطر بهعنوان لوازمآرایشی استفاده میکردند.
عطر دارای مزاج گرم و سرد است، برای زمستان باید از عطرهای گرم مانند مشک و عنبر استفاده نمود و در تابستان باید از عطر گلهای سرد استفاده کرد. بهترین زمان استفاده از عطر اول روز است، امام صادق (ع) میفرمایند: «من تطيب أول النهار لم يزل عقله إلى الليل»[25] یعنی «کسی که در اول روز از عطر استفاده کند تا شب عقلش باقی میماند.»
پنجمین درمان لاغری استقبال از سرمای آخر زمستان است، در روایت آمده: «توقوا البرد في أوله وتلقوه في آخره، فإنه يفعل في الأبدان كفعله في الأشجار، أوله يحرق، وآخره يورق.»[26] یعنی «بپرهیزید از سرما در اولش (فصل سرما) و به استقبال آن بروید در آخر آن، همان کاری که با درختان میکند با بدن انسان میکند، در اول فصل میسوزاند و در آخر فصل باعث رویش برگ میشود.»
ششمین درمان دراز کشیدن به پشت بعد از غذا است، امام رضا (ع) میفرمایند: «إذا أكلت فاستلق على قفاك وضع رجلك اليمنى على اليسرى.»[27] یعنی «زمانی که غذا خوردید به پشت بخوابید و پای راست را روی پای چپ قرار بدهید.»
امام صادق (ع) میفرمایند: «الاستلقاء بعد الشبع يسمن البدن، ويمرئ الطعام، ويسل الداء.»[28] یعنی «دراز کشیدن بعد از سیری بدن را چاق میکند و غذا را هضم میکند (غذا را آماده استفاده برای بدن میکند) و بیماری را بیرون میکشد.»
خوراکیهای چاقکننده
اولین خوراک چاقکننده گوشت است، پیامبر (ص) میفرمایند: «اللحم سيد الطعام في الدنيا والآخرة.»[29] یعنی «گوشت سید غذاها در دنیا و آخرت است.» خداوند در قرآن میفرماید: ﴿وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ﴾[30] یعنی «و گوشت پرنده از هر نوع که مایل باشند.» درر روایت آمده: «اللحم ينبت اللحم»[31] یعنی «گوشت سبب روییدن گوشت میشود.» پیامبر (ص) میفرمایند: «عليكم باللحم فإنه ينبت اللحم ومن ترك اللحم أربعين يوما ساء خلقه.»[32] یعنی «گوشت بخورید زیرا سبب رویش گوشت میشود و اگر کسی چهل روز گوشت نخورد اخلاقش بد میشود.» بهترین گوشت، گوشت کبوتر است و بعدازآن گوشت گوسفند.
در بیشتر روایات توصیهشده هر سه روز یکبار گوشت مصرف شود ولی در روایتی هم هفتهای یکبار آمده. امام صادق (ع) میفرمایند: «وكلوا اللحم في كل اسبوع، ولا تعودوه أنفسكم وأولادكم، فإن له ضراوة كضراوة الخمر، ولا تمنعوهم فوق الاربعين يوما، فإنه يسئ اخلاقهم.»[33] یعنی «هفتهای یکبار گوشت بخورید و خود و فرزندانتان را به گوشت عادت ندهید زیرا اعتیادآور است مانند خمر (شراب) و بیش از چهل روز خوردن گوشت را ترک نکنید زیرا سبب میشود که اخلاق بد شود.» در روایت آمده: «كان على (ع) يكره إدمان اللحم، ويقول: إن له ضراوة كضراوة الخمر.»[34] یعنی «حضرت علی (ع) کراهت داشتند از خوردن مداوم گوشت و میفرمودند سبب اعتیاد میشود مانند خمر.» مقدار مصرف گوشت بهاندازه یک وعدهغذا است و بهترین روش بخت بریان است. در روایت آمده: «تغديت مع أبى جعفر (ع) خمسة عشر يوما بلحم.»[35] یعنی «با امام باقر (ع) غذا خوردم پانزده روز پشت سرهم گوشت خوردیم.» نقل است که وقتی امام باقر (ع) از دنیا رفتند (شهید شدند) هیچ اموالی نداشتند فقط سیصد درهم کنار گذاشته بودند برای خریدن گوشت ازآنجهت که به گوشت علاقه داشتند. از مجموع روایات استفاده میشود که خوردن گوشت ضرر ندارد و بسیار مفید هم هست ولی ازآنجهت که اعتیادآور است و ممکن است انسان به سمت غذاهای دیگر نرود از تداوم مصرف آن نهی شده.
[1] الاصول من الکافي، شیخ کلینی، ج۶، ص۵۰۵.
[2] الاصول من الکافي، شیخ کلینی، ج۸، ص۱۹۲.
[3] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۷۳، ص۸۹.
[4] المحاسن، أحمد بن محمد بن خالد البرقى، ج۲، ص۴۶۳.
[5] مستطرفات السرائر، ابن إدريس الحلي، ص۵۷۵.
[6] طب الأئمة، ابن سابور الزيات، ص۴.
[7] من لا يحضره الفقيه، شیخ صدوق، ج۱، ص۱۲۶، ح۲۹۹.
[8] الاصول من الکافي، شیخ کلینی، ج۶، ص۴۹۷.
[9] الاصول من الکافي، شیخ کلینی، ج۶، ص۴۹۹.
[10] الاصول من الکافي، شیخ کلینی، ج۶، ص۴۹۶.
[11] الخصال، شيخ صدوق، ص۱۵۵.
[12] طب الأئمة، ابن سابور
طریقی، ذخایر علم طبّ را که با وحی آغاز شده بود، غنی می ساختند و بر اساس آزمون، خطا و تجربه از این علم آگاه می شدند؛ چنان که می گویند طرز معالجه در زمان قدیم چنان بوده است که ناخوش ها را در کنار جاده می گذاشتند و در خصوص رفع بیماری از افرادی که از آنها می گذشتند، سؤال می پرسیدند تا اگر یکی از عابران به همان مرض مبتلا شده و با روش درمانی خاصّی، شفا یافته بود، تجربه شخصی اش را به آن بیمار بگوید. سپس به سخن او عمل می کردند و گاهی مفید واقع می شد. همچنین توسط نبوغ، الهام و بهره گیری از قانونمندی حاکم بر طبیعت، به مطالبی دست می یافتند که باعث کشف و گسترش هر چه بیشتر علم طبّ می شد.
طبّ، پیش از پیدایش تاریخ
دوره های مختلف طبّ پیش از تاریخ، جنبه های نیمه تجربی و نیمه جادویی داشته است.
بابل
طبّ در بابل، حدود 4000 سال قبل از یونان ظهور پیدا کرد و کار طبابت بر عهده روحانیون بود. حمورابی، شاه بابل (2000 ق. م. ) در قانون خود برای طبیب، پاداش و امکانات قرار داده بود. مردم بابل از نجوم بهره داشتند و تأثیر ستارگان و اجرام آسمانی را در بیماری ها دخیل می دانستند و به تفأل (فال نیک) و تطیر (فال بد) معتقد بودند.
چین
در تمدّن چینی که مربوط به 3500 ق. م. است، نیز سه عامل جادوگری، طبابت و روحانیت را در درمان مؤثّر می دانستند؛ خصوصاً تمدّن متشکل حاشیه «رود یانگ تسه».
هند
هندیان، حیات را وابسته به دم (نفخه) می دانستند که سبب حرکت آدمی بود. آنها معتقد بودند که وقتی زندگی برای انسان میسّر می شود که حال اعتدال بین نفخه باطنی، خون و صفرا برقرار باشد و با به هم خوردن این اعتدال، بیماری بروز می کند و کار پزشک رفع عدم اعتدال و برگرداندن سلامتی است.
در هند قدیم، به دلیل وفور گیاهان مختلف و با پی بردن به خواصّ آنها، 107 نوع گیاه شفابخش پرستیده و از آنها برای بهبود بیماری ها، رفع سموم، تب و مارگزیدگی استفاده می شد. هندیان در درمان بیماری ها از گیاهان بهره می بردند و معتقد بودند باید گیاهان را فرد شایسته ای که در جنگل ساکن باشد و پاک و مذهبی بوده، جمع آوری کند؛ گیاهان تازه اثر بیشتری دارند. گیاه باید ریشه دار بوده و تحت تابش نور خورشید و به سمت شمال برگردانده شود.
مصر
تمدّن متشکل مصریان باستان در کناره «رود نیل» در حدود 3000 ق. م. بود. آنان به وجودآورنده طبّ را ایزیس و تدوین کننده آن را هوس می دانستند و برای طبیب مشهور مصری، ایم هوتب ارزش الهی قائل بودند.
عبری ها
آنها حیات را به روح وابسته می دانستند و معتقد بودند گوشت، بدن را زنده نگه می دارد و کبد را محلّ تمام بیماری ها و قلب را جایگاه اندیشه و فکر می دانستند. همچنین از جراحّی و شکسته بندی اطّلاعاتی داشتند. در «تورات» نیز به مسائل طبّی اشاره شده و درباره زخم ها و بیماری ها سخن به میان آمده؛ مثلًا از برص یاد شده است. یکی از مسائل مهم در طبّ «بنی اسرائیل»، قرنطینه بیماران و تطهیر آنها پس از درمان است؛ برای مثال از بیماران جذامی، به شدّت دوری می شده است. (2500 سال ق. م. )
آشور
تمدّن آشور با غلبه بر بابلیان روی کار آمد و میراث آنها را گرفت. آشور از سرزمین های اوّلیه ای است که بهداشت عمومی را رعایت می کرده؛ مثلًا کسی که مرده ای را لمس می کرد، ناپاک تلقّی می شد. آشوریان برای درمان دردها بیشتر از ادعیه، اوراد و جادو استفاده می کردند. از این رو اگر کسی بیمار می شد، ابتدا روحانی و ساحری را به بالینش می آوردند تا با ادعیه یا سحر و جادو شیاطین و ارواح پلید را از کالبد او خارج کنند؛ امّا از معالجات طبّی هم صرف نظر نمی کردند. آنها در مداوای بیماران از داروهای گیاهی، چربی حیوانات و نفت استفاده می کردند. غالباً داروهایی تجویز می کردند که بدبو و منقلب کننده بود تا ارواح خبیثه با استفراغ، خارج شوند. آنها سه ربّ النّوع را مسئول بیماری می دانستند:
1- ربّ النّوع سل؛
2- ربّ النّوع بیماری های کبد؛
3- ربّ النّوع سقط جنین و مرگ و میر کودکان.
پارس ها (طبّ درایران باستان)
از نظر ایرانیان در طبّ قدیم، حرارت، رطوبت، برودت و خشکی چهار قوّه مهم محسوب می شدند که آنها را مزاج می نامیدند و اعتدال و سلامت بدن را وابسته به اعتدال آنها می دانستند. آنان معتقد بودند چون کبد، منبع خون است، در طرف راست قرار گرفته است. آنها رطوبت و حرارت را مذکر، برودت و خشکی را مؤنّث می دانستند. آسمان، باد و آتش را مذکر و آب، زمین، درخت و ماهی را مؤنّث می پنداشتند.
ایرانیان در زمینه پیشگیری و ضدّ عفونی کردن اقدامات مؤثّری داشتند؛ مثلًا در موقع بیماری های واگیردار، بیماران را از افراد سالم دور می کردند، محلّ خواب و خوراک بیمار جدا می شد، وقتی بیماری اش بر طرف می شد، او را شست وشو داده و با گیاهان و صمغی خوشبو که در آتش می ریختند، بخور می دادند. آنها عوامل پلشت بر (ضدّعفونی کننده) را به دو دسته تقسیم می کردند: عوامل فیزیکی، مثل آفتاب، آتش، س
رما و عوامل شیمیایی، مثل اسفند، سداب، کندر، صندل، چوب انار و کافور.
جرّاحی در ایران باستان
ایرانیان معتقد بودند اگر بیمار با گیاه درمان نشد، در صورت صلاحیت برای درمان زخم ها و قطع اعضاء، می توان از کارد استفاده کرد.
آب درمانی درایران باستان
در ایران پس از آتش، مقدّس ترین عنصر، آب بود و آلوده کردن آن با پلیدی ها از گناهان به شمار می رفت. طبق گفته هرودوت، تاریخ نویس مشهور یونانی، ایرانیان در رود، قضای حاجت نمی کنند، آب دهان نمی اندازند و دست نمی شویند. آب یکی از منابع شفابخش بود و برای بهبود بیماری، ترکیباتی به کار می بردند که یکی از ارکان آنها آب بود. همچنین برای باروری و شیردهی و افزایش چربی، استفاده می شد.
نوردرمانی در ایران باستان
ایرانیان نور خورشید را ضدّعفونی کننده می دانستند. حمل جسد در روشنایی روز صورت می گرفت. لباس های آغشته به استفراغ را در معرض آفتاب می گذاشتند و لباس بیماران مسری را از بین می بردند. در کتاب «اوستا» آمده است:
هنگامی که خورشید بر آید، زمین (اهوره آفرید) پاک شود، آب روان پاک شود. اگر خورشید برنیاید، دیوان آنچه را در هفت کشور است، نابود کنند.ایرانیان برای آب، انواع مختلفی را قائل بودند؛ از جمله رطوبت روی گیاهان، آب راکد، آب منی، شیر زنان و. . . .
گیاه درمانی در ایران باستان
گیاهانی چون آویشن، بادرنجبویه، ارزن، بنفشه، خردل، زعفران، زنبق، زیتون، اسفند و سیاه دانه را از جمله گیاهان شفابخش می دانستند.
یونان
یونانیان طبّ را از اسقلبیوس که فرزند آپولو است، می دانند. وی را طبیب بزرگی می دانستند که کم کم مقام خدایی یافت و مورد پرستش قرار گرفت. امر طبّ و درمان در معابد، صورت می گرفت و بیماران در معابد، تحت تلقین کاهنان قرار می گرفتند. کاهنان خواب های آنها را تعبیر و حتّی در درمان بیماران از آن استفاده می کردند؛ به عبارت دیگر درمان ها، جنبه روانی داشت. در یونان دو مکتب یا مدرسه بزرگ قرار داشت که در هر دوی این مکتب ها، عدّه ای از پزشکان به تدریس مشغول بودند: «مکتب کیندوس» و «مکتب کوس».
مکتب کیندوس در زمینه بیماری خاص و مکتب کوس در زمینه بیماری های عمومی فعّال بودند. بنیان گذار مکتب کوس، بقراط بود و از دستاوردهای او آن است که طبّ را از سحر و جادو جدا کرد و مسائل اخلاقی و اجتماعی و وظایف پزشک را در برابر بیماری و جامعه به بهترین نحو به رشته تحریر در آورد.
طبّ بقراطی
(460- 370 ق. م. ) مهم ترین ویژگی این طبّ، داشتن اعتقاد به اخلاط چهارگانه بود. بقراط معتقد بود که بدن انسان مرکب از چهار خلط خون، بلغم، صفرا و سودا است و سلامت انسان وقتی برقرار می شود که این اخلاط به نسبت صحیح به هم بیامیزند. افزایش یا کاهش هریک از این اخلاط، بیماری و درد را پدید می آورد. پزشکان بقراطی در زمینه بیماری هایی، نظیر ذات الجنب (التهاب پلور یا دیافراگم)، سل، صرع، جنون، بیماری های عصبی، بیماری های کبدی و بیماری های چشم، اطّلاعات نسبتاً وسیعی داشتند؛ امّا آگاهی آنها در مورد اعضا، دستگاه ها، رگ ها و اعصاب بسیار اندک بوده است. در زمینه درمان در آن دوران از انواع داروهای مسهل، قی آور، تقویت کننده و بخور استفاده می شده است. از روش های درمانی آن زمان، استفاده از هوای تازه، حجامت، حمّام، ماساژ، شیاف، تنقیه بوده است. بیماری های پوستی را با حمام ترکیبات گوگردی و ماساژ و با روغن کبد خوک دریایی، درمان می کردند. از اقدامات مهمّ بقراط ثبت شرح حال و ملاحظات بیماران بوده و از جمله نصایح بقراط، است که: می خوریم تا زنده باشیم؛ نه آنکه زنده ایم تا بخوریم.
ارسطو
(384- 323 ق. م. ) از دیگر فلاسفه و حکیمان یونان است. استاد تئوفرلست و اسکندر بوده است. او درباره پوسیدگی و عفونت دارای نظریاتی است. نبض را شناسایی کرده و محلّ آن را در شریان ها می دانسته است. او را پدر علم گیاه شناسی یونان می دانند؛ زیرا منابع طبیعی را طبقه بندی کرد. در حمله اسکندر به هند، ارسطو همراه اسکندر بود و منابع پزشکی و گیاهان هندی را بررسی و نتایج را درج می کرد. او از گیاهانی، نظیر دارچین، سدر، تاج الملوک و خیار چنبر یاد کرده است.
روم
طبّ روم، دنباله طبّ یونانی است. جالینوس در طبّ، پیرو ارسطو بود. او معتقد بود، طبّ جدا از دارو نیست. او خدماتی در زمینه درمان بیماران، مخصوصاٌ در زمینه در رفتگی ها و جا انداختن استخوان ها و التیام زخم ها، ارائه داده است. در زمینه تغذیه و اعتدال در خوردنی ها و آشامیدنی ها، توصیه های بسیار ارزنده ای دارد؛ مثلًا در مورد شیر حیوانات توصیه کرد که اگر کسی شیر سالم و خوب بخواهد، باید خوراک خوب به حیوانات بدهد. درباره ورزش و ماساژ هم نظریاتی داشته؛ از جمله اینکه ورزش را برای تندرستی، خصوصاٌ افراد چاق بسیار مفید دانسته است. به اخلاط چهارگانه معتقد بوده و از انواع مسهل ها، داروهای قی آور، ملین ها، مدرها، مرهم ها، ضدّ دردها، پادزهرها و شمار زیادی از دارو
مجله موعود شهریور ماه سال 1396 شماره 187
تاریخچه طبّ
نویسنده : رضا ابراهیمی صفحه : 47
یکی از سؤالاتی که برای انسان همیشه مطرح بوده، این است که خاستگاه اصلی طبّ در کدام سرزمین بوده و چگونه مکاتب درمانی در جهان شکل گرفته اند و سؤالاتی از این دست که: آیا علم پزشکی، مبدأ الهی دارد و متّکی به وحی است؟ یا سرآغاز آن، تجربه انسان هاست؟آیا خداوند رحمان و رحیم، راهی برای تأمین بهداشت و سلامت انسان ها معرفی نکرده؟ آیا مردم را به حال خود واگذاشته و هیچ راهنمایی برای این منظور در نظر نگرفته است؟
پاسخ به این سؤالات را می توان با نگاهی ساده، امّا تحقیقی به طبیعت دریافت.طبیعت، کتاب عظیم و پر برگی است که توسط خدای تبارک و تعالی نوشته شده و در آن، تمام آداب زیست جانداران، از ماهی های عمق دریا و مورچگان زیر خاک گرفته تا پرندگان اوج آسمان ها، طرّاحی شده است. این موجودات، میلیون ها سال با این قواعد زندگی کرده و هیچگاه دچار اشتباه نشده اند. آنها داروی بیماری های خود را از طریق مطالعات متعارف که از روش های آزمون و خطا تبعیت می کنند، انتخاب نکرده و اگر هم دچار خطا شده اند، همان جایی است که انسان در آن، دخالت و آنها را مجبور کرده تا از سیر طبیعی زندگی خارج شوند. برای درک بهتر این موضوع به مثال های زیر توجّه فرمایید:
- مرغ هرگاه بترسد، برای تأمین کلسیم بدن خود، پوست تخم خود را می خورد؛
- پرنده مامیرا هرگاه ببیند منقار جوجه هایش زرد شده، برای درمان زردی آنها از سنگی ویژه که در صحرا وجود دارد، استفاده می کند و ماهی کوچک به آنها می خوراند؛
- پلنگ حیوانی است سخت زا؛ لذا بعد از هر زایمان سعی می کند از باردار شدن مجدّد جلوگیری کند. به این منظور از گیاهی به نام گل پلنگ (نروک) استفاده می کند و هرگاه علاقه مند شد تا دوباره باردار شود، رازیانه می خورد؛
- مار برای جلوگیری از کاهش سمّ خود از گیاه پونه فرار می کند. از اینجاست که متوجّه می شویم پونه، سم زدایی قوی است؛
- اسب اگر زالو خورده باشد، برای دفع آن به شوره زار می رود و نمک آنجا را می لیسد و با این کار زالوها را استفراغ می کند؛
از این دست اطّلاعات و آگاهی ها به تعداد حیوانات روی زمین می توان بیان کرد. اینجاست که باید گفت، خدای متعال که برای درمان درد و آلام حیوانات برنامه هدایتی دارد، برای انسان ها که اشرف مخلوقات است، حتماً برنامه عالمانه ای خواهد داشت. برای این منظور، در این مجال، به بررسی ریشه و خواستگاه علم طبّ خواهیم پرداخت و آن را مورد بررسی اجمالی قرار خواهیم داد و ان شاءالله در نوبت های دیگر به طرح مباحث تخصّصی طبّ پرداخته خواهد شد.
مبدأ علم طبّ
برخی از دانشمندان بر این باورند که علم طبّ، مبدئی الهی دارد و متّکی به وحی است. اندیشمند و محقّق بزرگوار، شیخ مفید (ره)، در این باره چنین می گوید:
طبّ، دانشی است درست که آگاهی از آن، امری ثابت است و راه دسترسی بدان نیز وحی است. آگاهان به این دانش، آن را تنها از پیامبران بهره گرفته اند؛ زیرا نه برای آگاهی یافتن از حقیقت بیماری، جز به کمک سمع (ادلّه نقلی) راهی هست و نه برای آگاه شدن به درمان، راهی جز توفیق. بدین سان ثابت می شود که یگانه راه این آگاهی، شنیدن از همان خدایی است که به همه نهفته ها آگاه است.
به نظر می رسد نیاز انسان های نخستین ایجاب می کرد که «وحی»، برخی از دانش های تجربی ضروری برای زندگی را در اختیار آنان قرار دهد. مؤید این نظریه، مطلبی است که سید بن طاووس (ره) نقل کرده است: إنَ الله- تَبارَک وتَعالی- أهبَطَ آدَمَ مِنَ الجَنَةِ، وعَرَفَهُ عِلمَ کلِ شَی ءٍ، فَکانَ مِما عَرَفَهُ النُجومُ وَالطِبُ؛
خداوند آدم را از بهشت فرو آورد و او را از آگاهی به همه چیز برخوردار ساخت. نجوم و طبّ، از جمله چیزهایی بود که خداوند وی را از آنها آگاه کرد. بنابراین، می توان گفت که سرآغاز علم طبّ، آموزه های وحی بوده؛ امّا تجربه دانشمندان نیز بدان افزوده شده و تدریجاً این دانش، گسترده تر شده و می شود.
بنا به نقل های تاریخی، ادریس پیامبر (ع) 830 سال پس از هبوط آدم، نخستین کسی است که حکمت و ستاره شناسی و طبّ را از خداوند آموخت و پروردگار جهانیان راز بسیاری از علوم را برای او فاش کرد و بنا به نقل روایات: ادریس را ادریس نامیدند؛ چون بسیار اهل مطالعه و تحصیل بود.
ابن عبّاس در حدیثی از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نقل می کند که فرمودند: «حضرت داوود (ع) با گیاهان تکلّم می کرد و از آنها می پرسید: نام تو چیست؟ در چه آب و هوایی روییده می شوی؟ خاصیت برگ تو چیست؟ شاخه های تو چه دردی را دوا می کند؟ دانه های تو چقدر ماندگار است و برای درمان کدام بیماری مفید است؟ شیره ات، شفای چه دردی است؟ گیاه پاسخ می داد و حضرت داوود (ع) این اطّلاعات را به گوش مردم می رساند. »
در گذر تاریخ، هر تمدّن، ملّت و هر قومی، چون «بابل»، «چین»، «هند»، «مصر»، «آشور»، «پارس» و «یونان» هر کدام از
های نباتی و حیوانی یاد کرده است.
اشکانیان
از دانشمندان معروف علم طبّ در دوره اشکانیان، مهرداد ششم است که خود را به زهرهای متعدّد عادت داده بود؛ به گونه ای که هیچ زهری بر او کارگر نمی شد. می گویند در علم طبّ، تألیفی داشته است، در گیاه شناسی مردی آزموده و مطّلع بوده و به قول دکتر محمود نجم آبادی، درکتاب «تاریخ طبّ ایران»، می توان او را اوّلین ایمن شناس دانست. اشکانیان همه نوع گوشت را می خوردند، شراب خرما می نوشیدند، انواع بازی ها و ورزش ها بین آنها معمول بود. در این زمان بود که ایران بر روم پیروز شد و در «عربستان»، اسلام ظهور کرد.
طبّ، پس از پیدایش تاریخ
بعد از اشکانیان، سلسله ساسانیان به روی کار آمد و عصر ساسانیان را نیز می توان، مانند عصر هخامنشیان دوره برجسته ای در طبّ ایران دانست. در دوره ساسانیان، سلامتی را بر دو حالت می دانستند: سلامت جسم و سلامت روح. بنا بر این دو گروه پزشک داشتند: پزشک جسمانی و پزشک روحانی.
از نظر آنها، میان بیماری های جسمانی و اخلاق ناپسند، نوعی ارتباط وجود داشت؛ چنان که نادانی، حیله، خشم، غرور، شهوت و امثال آن را عامل بیماری می دانستند؛ همچنان که تعفّن، گرسنگی، پیری، نیز از عوامل بیماری ها شناخته می شدند. از کتاب «دینکرو» که از متون به جا مانده از عصر ساسانی است، چهار نوع درمان برای بیماری ها ذکر شده است که عبارتند از: کلام مقدّس، آتش، گیاه درمانی و داغ کردن. در این دوره، ساسانیان تحقیقات بیشتری در زمینه گیاهان داشتند؛ چنان که برزویه طبیب برای شناخت خواص و جمع آوری گیاهان به هند، سفر کرد و به اطّلاعات ارزشمندی دست یافت.
جندی شاپور و دانشگاه آن
«جندی شاپور» یکی از هفت شهر اصلی «خوزستان» بوده که نقش بسیار مهمّی از تاریخ طبّ باستانی ایران داشته است. برخی معتقدند تأسیس اوّلیه این شهر توسط آریایی ها بوده و شاپور دوم، فرزند اردشیر ساسانی آن را تجدید بنا کرده و پایتخت وی شد و برخی دیگر معتقدند که خود شاپور آن را برای استقرار اسیران یونانی بنا نهاد و در همان شهر، دانشگاه «جندی شاپور» را تأسیس نمود. بعدها در زمان شاه دیگر ساسانی، انوشیروان این دانشگاه به شدّت پیشرفت کرد و انوشیروان با سیاست و درایت توانست آرامش را در سراسر کشور برقرار سازد. در سایه این آرامش، عدّه ای از علما و دانشمندان امپراطوری «روم شرقی» به ایران آمدند و بسیاری از علما و حکما و اطبّا از سراسر جهان نیز جذب این دانشگاه شدند. طبّ جندی شاپور برگرفته از طبّ ایران، هند و یونان بود. روش های جدید درمان بیماری ها همگام با فنّ داروشناسی توسعه یافت؛ در واقع به این معنا که پزشکان جندی شاپور روش های علمی ملل دیگر را اخذ و با معلومات و نظریات خود تکمیل کرده و روشی را برگزیدند که روشی ایرانی بود. به نظر آنها، غذا باید به اندازه کافی رطوبت و حرارت داشته باشد تا رطوبت آثار زیان بخش خشکی و حرارت زیادی را دفع کند و هوایی که در غذا است، جذب بدن شود و قسمت خالی غذا با عنصر خاک که در مزاج است، بیامیزد؛ از جمله غذاهای ساسانیان، خورشت شامی، خورشت خراسانی، خورشت رومی و خورشت دهقانی بود.
خورشت شامی: گوشت سرد+ برگ معطّر+ مرغ بریان+ قرقاول.
خورشت خراسانی: گوشت کباب یا گوشت پخته در دیگ+ کره+ کمی گیاه.
خورشت رومی: شیر+ شکر+ عسل+ برنج+ کره.
خورشت دهقانی: گوشت گوسفند نمک زده و خوابانده در رب انار.
ظهور اسلام و جایگاه طبّ
اسلام شکل وحیانی طبّ را کامل نمود و مانند غربالی آنچه اصیل و الهی بود، تمیز داد و روح اصالت، استشفا و مصونیت را به کالبد فیزیکی و بی جان آن دمید. پیامبراکرم (ص) در زمینه های مختلف سلامتی، تغذیه، خوراکی ها و نوشیدنی ها، تعالیم و کلام بسیار ارزشمندی را بیان فرمودند که در واقع، قرار دادن طبّ در جایگاه اصیل خود و زدودن خرافات و اعتدال بخشیدن به نحوه تفکر و بینش در مورد درمان، طلب درمان و چگونگی آن می باشد و امامان معصوم (ع) در دوران 250 ساله امامت آشکارشان، میراث گران بهای حدیث، شاهراه و مسیر اصلی طبّ را که پیامبراکرم (ص) مشخّص و مبین نموده بود، آشکار و نورانی، فرا روی مسلمانان گشودند و با تذکرات لازم و یادآوری نکات عمیق و دقیق، عوامل انحراف آن را از میان برداشتند. آنان با یقین به الگوهای واقعی درمان و شناخت بیماری، مسلمانان را در سال های فتره نیز تنها و سرگردان رها نکردند. کتب گران بهای حدیثی از ائمّه معصومان (ع) از زبان مبارک ایشان توسط محدّثان اسلامی به جای مانده که از آنها می توان به کتب ارزشمند «طبّ الرضا (ع)»، «طبّ الصادق (ع)» و «طبّ امام علی (ع)» اشاره کرد.
در این میان، علما و حکمای ایران به آمیزه ای دست یافتند که به تعبیری، آلیاژی بود مرکب از فلزّات هند، چین، یونان، مصر و «بین النّهرین» که در کوره اسلام و اهل بیت (ع) گداخته شد و گزیده ای با مشخّصات، ویژگی ها، مبانی، اصول متقن و پا برجای علم طبّ در اختیار انسان ها قرار داد و امّا سخن
پایانی در این نوبت، این است که:
طبابت، کار خداوند است. «قرآن کریم»، از ابراهیمِ خلیل (ع) نقل می کند که فرمود:«وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یشْفِینِ؛ و چون بیمار شوم، او (خداوند) شفایم می دهد. » این سخن بدین معناست که طبابت، کار خداوند متعال است و طبیب واقعی اوست. خداوند است که خواصّ درمانی را در داروها نهاد و در نظام آفرینش برای هر دردی دارویی آفرید و به انسان، استعداد شناخت دردها و داروها و چگونگی درمان آنها را عنایت کرد و بدین سان، او را مظهر نام های «طبیب» و «شافی» خود قرار داد؛ چنان که پیامبران الهی نیز برای درمان بیماری های جان، مَظهر این نام های مقدّس هستند.
منابع:
(1). طبّ سنّتی و اسلامی، وبلاگ.
(2). کتاب «طبّ اسلامی، گنجینه تندرستی»، دکتر سید رضا منتظر، مقدّمه حسین خیراندیش.
(3). مقاله مربوط به روز جهانی بهداشت، فارس.
(4). تاریخچه طبّ در اسلام و ایران، وبلاگ.
(5). دو فصل نامه تخصّصی قرآن و علم، بهار و تابستان 90.
🔴 تعریق
♻️ تعریق درمانی مستقل است که در درمان بسیاری از بیماریها از قبیل تبهای خونی، مسمومیتها، استسقاء، بیماریهای مفاصل و امراض سوداوی پوستی و ... مفید است. تعریق راهی طبیعی برای پاکسازی کلی است، به همین دلیل گفته میشود که حدود یک سوم بیماریها به واسطهی تعریق درمان میشوند. که البته بسیاری از طبیبان از فواید آن غافلند.
🔷️ تعریق به دو روش انجام میپذیرد:
🔹️ با تدابیر خارجی تا منافذ برای دفع عرق باز شوند. از قبیل نشستن در سونا یا حمام گرم و استفاده از کرسی
🔹️ استفاده از داروهای نوشیدنی معرق که نوع مناسب آن برای هر فرد پس از شرح حال گیری توسط طبیب حاذق، تجویز میشود.
🔷️ افراط در تعریق، چه عامدانه یا غیر آن سبب تحلیل رطوبت تن و افزایش حرارت بدن میشود. به همین علت در درمان بیماریها با منشاء غلبهی بلغم مفید است.
❗ باید دقت شود که پس از تعریق در معرض هوای سرد قرار گرفتن خود زمینه ساز مشکلاتی از قبیل درد سیاتیک است.
#تعریق
#بلغم
#سونا
#حمام_گرم
#کرونا
#معرق
#بوی_عرق
#حکیم_حسین_خیراندیش
عضویت در کانال👇
📡 @TebSoontai
هدایت شده از واکسم قاتل خاموش
AUD-20220524-WA0006.m4a
10.81M
🚨مهم و فوری 🚨
❌صحبت های بسیار مهم استاد نامدار مقدم در مورد پیمان پاندمی
👈استعمار جدید به وسیله پزشکی انجام میشود
@Aantivacsan
هدایت شده از واکسم قاتل خاموش
17.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توضیح پروژه کمتریل
#دکتر_امیر_اشرفی
پ ن پ : فراماسونها و گلوبالیست ها می خواهند از هر طریقی باشه مردم🐐🐑🐏🐄🐴🐃را مسموم کنند و نابود کنند چه از طریق آب باشه و چه از طریق غذا و هوا و اینترنت G5 و دارو و واکسم و... بالاخره هر طور باشه میخوان مردم را از بین ببرند
@Aantivacsan
🔴 قهوه و خواص آن
♻️ حکما مزاج #قهوه تازه را گرم و خشک و طبع قهوه کهنه و بو داده را رو به سردی و خشکی میدانند. هر چه بیشتر بماند و کهنهتر شود از حرارت آن کاسته میشود.
🔹قهوه، #مفتح(بازکننده گرفتگیها) #مرقق (رقیقکننده خون)، #مفرح (نشاط آور)، #مسکن (تسکین درد)، #ملین، #مدر (ادرار آور)، #مجفف (خشککننده رطوبت بدن) و #لاغر_کننده است.
🔹قهوه برای رفع انواع #سردرد، انواع #تب، #یرقان، #افسردگی، #بواسیر، #پرخوابی و #مسمومیت ناشی از مصرف الکل مفید است. اگر در معده خلط بلغم باشد، مصرف قهوه یک ساعت بعد غذا به هضم غذا کمک میکند.
🔹برای #تقویت_قلب باید هنگام تهیه قهوه به آن چند پر #زعفران اضافه شود تا به بهترین وجه از ضرر آن بکاهد. همچنین اگر قهوه با #زنجبیل، #نبات، #گلاب یا زعفران آماده شود، جلوی عوارض سوء آن گرفته خواهد شد.
🔹مصرف بیش از حد آن موجب سردرد، بیخوابی، لاغری و زردی چهره، کاهش منی، تپش قلب، نفخ، کولیت، مالیخولیا وسواس، کابوس، خشکی اعضای تنفسی و ضعف عمومی میشود.
🔹منع مصرف قهوه:
#زنان_باردار و #شیرده، کسانیکه #سکته قلبی یا مغزی کردهاند، کسانیکه #فشار_خون دارند، کسانیکه دچار #دردهای_مفاصل و پوکی استخوان، #نقرس، #عفونت و #جوش صورت هستند، از قهوه استفاده نکنند. اگر افراد #سرد_مزاج قهوه را با #شیر مصرف کنند موجب #پیسی(برص) میشود.
🔹 بهتر است یک ساعت بعد از غذا صرف شود.
عضویت در کانال👇
📡 @TebSoontai