همین الان احتیاج دارم بیای و توی چشمام نگاه کنی، از سکوتم بفهمی چه مرگمه و فقط بغلم کنی. بدون هیچ حرفی. هیچ حس ترحمی. فقط از ته قلبت بغلم کنی و تا وقتی بهتر نشدم ولم نکنی. من «دلم تنگ شده» و همین الان با همه ی فاصله ای که بینمونه می خوام خودتو برسونی. چیز زیادیه؟
ولی جدی من یکی از ترسهام وقتی کسی میاد سمتم و بهم ابراز علاقه میکنه اینه که درگیر یکی دیگه تو گذشتش باشه و حرفایی که بهم میزنه فقط یه دیالوگ باشه :)