آدما هرچی با همدیگه صمیمیتر می شن، به همون نسبت پتانسیل شبیه به هم شدنشون بیشتر می شه. مثلا یه دفعه به خودت می آی و می بینی خندیدنتون مثل همه، نظرات و افکارتون مثل همه، سلیقههاتون مثل همه، و یه دفعه میبینی یه نفر شبیه خودت کنارت داری. همونقدر عزیز، همونقدر دوستداشتنی، همونقدر نزدیک.
من عاشق آدمایی ام که محبت و علاقشون و با کارای کوچیک مدام نشون میدن. اونایی که فیلم و استاپ میکنن تا توام بیای؛ خوراکی مورد علاقتو میخرن، درو واست نگه میدارن؛ تاریخ تولدت یادشونه و تبریک میگن؛ رندوم حالتو میپرسن، منتظر میمونن بند کفشتو ببندی و تو هر موقعیتی حواسشون بهت هست. اینا واقعی ان واقعی!
در جواب تمام «خوبی؟» ها دلم میخواد بگم نه، دارم تجزیه میشم، دارم ذره ذره آب میشم، دارم آروم آروم از بین میرم، کلافه و خسته و ناتوانم، دارم جون میدم، دارم کم میارم، اما معمولا با یه «آره تو خوبی؟» کارو در میارم.