چند وقت پیش اجرا داشتم و الان دلم برای روزای تمرین تنگ شده
.
اجرای چی
بهترین و عزیز ترین فرد مورد علاقم (خالهم) داره مهاجرت میکنه چیکار کنم من بدون اون نمیتونم.
.
خوشبحالش
عمو سعید چند وقتی بود تو فکر موی پرده ای بودم و امشب خواهرم تصمیم گرفت موهاشو پرده ای بزنه خودش تنهایی و منم یکم جلوی موهامو پرده ای زدم و ر دم ولی بعدش مامانم اومد موهای جفتمونو درست کرد و خیلی خوشحاللللللممممممم
.
مبارک باشه
عمویی با رفیقم قهر کردم ولی انگار عادت کرده باهاش خوب باشم اهمیت نمیده خودمم نمیتونم باهاش زیاد بد بمونم چه بوکونوم؟
.
انقد بد باش که بیاد جلو خودش
امروز داشتم واسه امتحان علوم میخوندم رو صندلی معلم نشسته بودم زنگ تفریح.بعد صندلی رو تکیه دادم به دیوار ک دوتا پایه هاش بیاد بالا بازی کنم دوستم گفت نکن ولی من گفتم حال میده خلاصه...
هیچی دیگ صندلی لیز خورد و منم پادرهوا ماندمممم🤣🤣🤣🤣
.
آفرین 😂