بی خیالِ تو روزم شب شود،
هرسحر،هروقت،هربار بگذرد،
میشود بی تو دقایق را شمرد،
میشود بی تو همیشه جان سپرد...
#JO_Oliver
فقط برای تو زیستن تمام جان من است،
تمام من به کنار این، همه جهان من است،
فقط برای تو بودن نشان کار من است،
بدون تو که نباشم،که جان فدای تو است...
#JO_Oliver
خاطرهِ دلپذیرِ روزگارِ بهاران،
سایهِ سارِ بینظیرِ نگاهِ تورا یادآور میشود،
غمِ آسودِه خوابیدِه در دستانِ تو،
رگِ خوابِ قدیمیِ مرا بیدار میکند،
رمزِ دلپذیر من،
راه و رسمِ دوست داشتن تو،
قربانی یک نگاه،
دیوانهِ یک مجنون...
#JO_Oliver
نفس میکشم،آرزو!
برای تو،
دلیل دلخوشی بی انگیزگی هایم،
و کورسوی امید آخرِ راه،
رسیدن فراق به وصال است،
سنگلاخ ها و سنگراه ها دراین مسیر بود،
و چه زخم ها و چه داغ و سردی ها،
چه روزها و چه سختی ها،
چه غم ها و چه غریبگی ها،
برای رسیدن به تو آرزو،
هرکس و هرچیز مرا پس زد،
نمیدانم چرا و چطور،
چیزی مرا سمت تو میکشد،
میشنوی؟
چیزی مرا،
سمت تو میکشد...
#JO_Oliver
سفر کرده ام تا،
به خیال خودم دیوانگی کنم،
آمده ام اینجا،
ای عزیز،
همه دیوانگانند،
ترسیدم ام که دیگر،
به چَشمِ تو نیایم...
#JO_Oliver