و گاهی بنظر میرسید که عاشق بودن،
آنقدر هاهم که میپنداشتیم آسان نبوده،
و زخم ها عمیقتر شدند،
تا زمانی که مارا هربار عاشقتر میکردند،
زخم ها می آموزند،
که عاشق زخم هایی بشوم که تو آنهارا خراشیده ای...
#JO_Oliver
خسته از کابوس رفتن،
دور از اون روزای روشن،
بی پرده با تو،
میگذرد اوقات تاریکم،
میگذرد و میگذرم،
چه میدانی،
شاید اگر،
دورِ گردون گر دو روزی برمراد ما نگشت،
تاابد یکسان نباشد حال دوران،غم مخور...
#JO_Oliver
شکسته دلم،سوی من نیا،
دل،شکسته ام،سوی من نیا،
دل بریده ام،از تمام تو،
بعد ایندگر،سوی من نیا...
#JO_Oliver
اینها بماند عزیز،
حرفم این است فردا روز این گرگانِ در کالبد گوسفند سینه چاک دهند و به اصل خود بازگردند ،
همگی مان را خواهند درید...
#JO_Oliver