eitaa logo
_Text's_🇮🇷
36 دنبال‌کننده
36 عکس
0 ویدیو
0 فایل
نمیدانم شاید آنقدر مرا درگیر کرده است که دیگر نمیدانم از انواع و اقسامِ _تکست ها_ کتاب،موسیقی،دست نوشته، _گردهماییِ یادبودِ انجمن شاعران مرده_ چه میگویی مارکو؟! نمیشنوم،اینجا _بنویس_ : https://daigo.ir/secret/6927678407 @Sky_78 کپی؟!هیچوقت.فوروارد قشنگه:)
مشاهده در ایتا
دانلود
<< کلیشه،مضحک و ساده، و بازی با کلیشه،سبک نو نوشتن است >> ببینین ما تاحد امکان باید از آوردن کلیشه ها توی متن دوری کنیم.مگر اینکه اون کلیشه احساسی واقعی در ما باشه.غیر اون متن شما بشدت تصنعی،ساختی و تکراری میشه. اما اگر با ابزارِ _بازی با کلمات_ کلیشه رو به سخره بگیریم یا حتی اونرو وارد زمین بازی کنیم، قطعا نوشته دلنشین تری خواهیم داشت. دوری از کلیشه ها، همیشه برای ما فایده خواهد داشت... @Texts_DPS
درد کشید ز اجتماع، شکوه ز کس نکرده است، بار گناهِ دیگران، توشه راه نکرده است، هرچه ازاین غم غریب بر دل او روانه شد، چشم بجای دیگران، مست و خمار نکرده است... @Texts_DPS
•~
<< آتَش اَز عُمقِ دَرونَم میرِسانَد جان بِه لَب، جان بِه لَب میرِسَد و آتَش جَزایَم میدَهَد.. >> @Texts_DPS
سحر شد و برای تو گریه بی صدا کنم، جان به لبم رسیده است، شکوه نابجا کنم، کیست دوای درد تو؟ تاکه غمت روا کند؟ کیست قرار جان من؟ تاکه دلم جلا دهد؟ جفت منی بهار من، دردِ من و قرار من، بالِ منی،سرای من، جان من و جهان من... @Texts_DPS
هوای تلگرامم داشته باشین دیگه~
•~
<< آیا نویسنده ها غُر میزنند؟ >> اگر بخواهیم بگوییم _بله_ این پاسخ به عوامل بسیاری بستگی دارد. اول اینکه ما باید بدانیم هرکسی نویسنده نیست. گاهی یک نفر فقط برای تخلیه ابرازات وجودی خود با چیدن یکسری کلمات ادبی کنارهم سعی میکند تا خودرا فردی محزون در قالب یک نویسنده جا کند؛ هرچند اینطور نیست و خواننده با کمی دقت متوجه خواهد شد. اما نویسندگان واقعی، چه آنها که شاهکار و اسطوره ادبیات هستند و چه کسانی که دستی برقلمِ مفهومی دارند_با ذکر این نکته که هیچگاه شبیه آن اسطوره ها تکرار نخواهد شد_کسانی هستند که دیدگاهشان نسبت به دردها و رنج های انسانی،دیدی والاتر از یکسری کلمات تکراری است. به عقیده من آنها معتقدند که نباید هرچیزی را صرفا آنطور که هست و درهمان سطح بیان و یا توصیف کرد.و از آنجاییکه آنها افرادی هستند که بیشتر فکر میکنند تا حرف بزنند و شریکی برای عمق حرفهای خود ندارند، پس بهترین رفیقشان قلم و کاغذ میشود. اگر بعضی نوشته های نویسنده یا شاعر آلوده به غم و ناله و شکوه از مردم،اجتماع،شکست های عاطفی و روحی و... است به این دلیل است که او تنها توانسته درد های خودرا با قلم و کاغذ شریک شود. بعلاوه که عمق درد از جانب یک نویسنده به خوبی بیان میشود، پس درنتیجه آنها زخم های خموش و زیادی برتن دارند که تنها نوشتن آنهارا مرهم میگذارد. پس نتیجه میگیریم که، شاعر یا نویسنده جعلی بله، او غُر میزند. اما یک نویسنده واقعی،درد ها و زخم های همگان از محیط پیرامون را با زیرکی و بدرستی به قلم جاری میسازد. << میلیون ها کلمه فرق هست، بین مفهوم و منظور، آنکه با مفهوم سروکار دارد، واقعی است... >> @Texts_DPS
<< قسم بِه شبانِه روزی کِه، در دیارِ غربتِ خود ساختِه ام، با دِلی شِکستهِ از کردِه های تو، برایِ خودم،دیواری از نِفرت ساختم >> @Texts_DPS
•~
و اگر چیزی باقی است برای گفتن، شرح حال آن است که بگویی، حال باشد روزگاری، که تو گویی و دیگران نفهمند، و منکه سحرگاه نعره درد براورده ام، شبانگاه غم دیگری تسکین میدهم، توگویی دنیا جابجا شده، یا زمین به آسمان رسیده است، کسی احوال جویِ غم تو نیست، بیخیالِ آنکه از ندانستن تو شکوه میکنند... @Texts_DPS
یک حرفایی را نمیتوان گفت، بعضی اندیشه هارا نمیتوان به زبان آورد، گاهی، سکوت راز ها را برملا میکند، دلیل خیسی روی گونه هارا برایت میشمارد، گاهی سکوت، بجای تو، سفره دلت را جلویت میچیند، و تورا مجبور به تماشا کردن میکند، گاهی وقت ها، خیلی چیزها برخلافش ثابت میشود، نمیتوان همیشه حرف زد تا شناخته شد، نمیشود همیشه ساکت بود تا مخفی شد، نمیشود، نمیشود بدون سربه سر گذاشتن با دنیا زندگی کرد، هیچگاه نشده، ازاین پس هم نمیشود... @Texts_DPS