eitaa logo
_Text's_🇮🇷
36 دنبال‌کننده
36 عکس
0 ویدیو
0 فایل
نمیدانم شاید آنقدر مرا درگیر کرده است که دیگر نمیدانم از انواع و اقسامِ _تکست ها_ کتاب،موسیقی،دست نوشته، _گردهماییِ یادبودِ انجمن شاعران مرده_ چه میگویی مارکو؟! نمیشنوم،اینجا _بنویس_ : https://daigo.ir/secret/6927678407 @Sky_78 کپی؟!هیچوقت.فوروارد قشنگه:)
مشاهده در ایتا
دانلود
•~
و اگر چیزی باقی است برای گفتن، شرح حال آن است که بگویی، حال باشد روزگاری، که تو گویی و دیگران نفهمند، و منکه سحرگاه نعره درد براورده ام، شبانگاه غم دیگری تسکین میدهم، توگویی دنیا جابجا شده، یا زمین به آسمان رسیده است، کسی احوال جویِ غم تو نیست، بیخیالِ آنکه از ندانستن تو شکوه میکنند... @Texts_DPS
یک حرفایی را نمیتوان گفت، بعضی اندیشه هارا نمیتوان به زبان آورد، گاهی، سکوت راز ها را برملا میکند، دلیل خیسی روی گونه هارا برایت میشمارد، گاهی سکوت، بجای تو، سفره دلت را جلویت میچیند، و تورا مجبور به تماشا کردن میکند، گاهی وقت ها، خیلی چیزها برخلافش ثابت میشود، نمیتوان همیشه حرف زد تا شناخته شد، نمیشود همیشه ساکت بود تا مخفی شد، نمیشود، نمیشود بدون سربه سر گذاشتن با دنیا زندگی کرد، هیچگاه نشده، ازاین پس هم نمیشود... @Texts_DPS
برگشتن از دنیای خیال به حقیقت، سختترین کاری است که درطول روز انجام میدهم، اینکه به ناگاه پرده درخشان افکارت کنار برود و خاکستریِ دنیا چشمت را بزند، بسی سخت و دردناک است، حیف از آنکه، بسیار آدم های دیگر هم مثل من، نتوانستند دنیارا آنطور که میخواهند ببیند، آنطور که میخواهند بسازند، و هرروز گردشِ گردون، مارا به نقطه_سرخط میرساند... @Texts_DPS
برای من، پناهی درآغوش خودت بساز،نرگس! میان آن گلبرگ های لطیف، خانه ای که از عطر تو سرشار باشد، بگذار به سپیدی نگاهت، و به روشنی دلت،امید ببندم، این دنیا جایی برای من و تو نخواهد داشت، بگذار درآغوش همدیگر دنیایمان را بسازیم... @Texts_DPS
•~
<< شاید،روزی از آن روزها دوباره یکدیگر را ملاقات کردیم، روزی از آن روزهای خوش؟ یا از آن روزهای تلخ؟ نمیدانم، اصلا، کسی چه میداند؟ شاید همین امروز، شاید همان فردا، شاید درآن باران، شاید درآن سیلاب، شاید دراین باتلاق، شاید درآن رویا... >> @Texts_DPS
میخواهَم اَز خُدا، بَرایِ آن دِلی کِه، گُم گَشتِه وَ نیست شُدِه، آن جانی کِه، خَستِه وَ فَرتوت شُدِه، آن روح وَ رَوانی کِه، دَر دیارِ سایِه ها خانِه کَردِه، کِه نِجاتِشان دَهَد، جانِ شان دَهَد، دَر روشنایی، سَرپَناهی بِهِشان دَهَد... @Texts_DPS
<< پروانه شدن، شده تفریح شب و روزم، رقصیدن و رقصیدن و رقصیدن، پروانه شدم، بال پرم را بدهید، پرواز کنم، پر بکشم، سویِ تو آیم... >> @Texts_DPS
•~
<< نویسنده همیشه با مخاطب سروکار دارد؟ >> اگر بخواهیم معیارهایی را که خودِ نویسندگان با قلم خود برایمان مشخص کردند را درعرصه مقایسه قرار بدیم میرویم سراغِ: هوگو،شکسپیر،تولستوی یا داستایوفسکی.اگر خط زمان را کمی جلوتر بکشیم میرسیم به:جین آستین،ماد مونتمگوری و یا امیلی برونته. کسانی که خود معیار های نویسندگی را جابجا کردند.تک به تک بررسی کردن نوشته های هریک زمانگیر است؛ پس درهر سری به یک نویسنده میپردازیم. _شکسپیر_ هملت،شاه لیر،رومئو و ژولیت. همیشه بعد از نام او این اسم هارا شنیده ایم.نمیتوانیم بگوییم همه آثار وی فاخر و جذاب هستند اما،میشود گفت قلمِ حماسی شکسپیر بسیار تاثیرگذار تر از نوشته های عاشقانه اوست. شکسپیر عمدتا راجع به، ظلم و نابرابری درنظام پادشاهی سخن گفته است. راجع به فقر مردم،جهلِ نادان و کم هوشی عاشقان. نویسه های او بسی گره خورده با منطق و روایت داستان ظلمِ ظالم و حقِ مظلوم است. بی شک؛اغلب نوشته های او که درچنین قالب هایی جای گرفته است مخاطب و مقصود خاصی دارد.او همواره با منظوری خاص مطالب را ارائه میکند و باایجاد درگیری های عاطفی یا حسی آنهارا ظاهر میکند. برای درک بهتر این مطلب، جامع ترین گزینه برای مطالعه، کتاب شاه لیر است که خواننده یا مخاطبِ مقصود را درگیر داستان حسی و حماسی خود میکند. ((کوردلیا خطاب به پادشاه گفت: من شمارا،همانقدر که یک دختر باید پدرش را دوست داشته باشد دوست دارم،نه بیشتر و نه کمتر! گزیده ای از کتاب لیرشاه)) @Texts_DPS
خونی کِه اَز گَلویَم،بَر رویِ تُو بِریزَد، جانِ مَن اَست و عِشقی،کَز خاک بَرگُزیدَم، خاکی کِه اَز وُجودَم،روح مَرا بَراَنگیخت، روحی کَه دَرکلامَم،شِعرِ مَرا سُرایید... @Texts_DPS