یامَن اِذا تَضایَقَتِ المور،فَتَحَ لَها بابَا،لَم تَذهَب اِلَیهِم اوهام..~
#دعا
شُدی آن شیشهِ شِکَستِه کِه دِلَم را بُردِه،
شُدَم آن سَنگِ هَجَر کَز دِلِ تُو آزَردِه،
تُوکُجا دیدهِ ای آن سوز وَ تَبِ تَنهایی،
تُوکُجا یافتِه ای دَرد و غَمِ ناچاری،
تُو تَمامِ مَنی و مِهرِ دِلَت کُشتهِ مَرا،
تُو کُجا سوختِه ای اَز غَمِ این نادانی؟!
#خودنوشت
#JO_Oliver
غَمگُسارِ این دِلی اِی جان بِه قُربانِ دِلَت،
دِلرُبایِ مَحفِلی اِی بیکَران اَز مَعرِفَت،
مَن هَمان مِسکین هَمان دَرویش و آن عُریان شُدِه اَم،
کَز وُجودِ پُرصَفایِ بی دَریغَت "مَن" شُدَم...
#خودنوشت
#JO_Oliver
_حالشو خریدارم،
بیژن،تو سریال درچشم باد،
وقتی برگشت ایرانو،فقط سردرگم خاطرات بود،گذشته ای،که باید بقایاش رو پیدا میکرد،...
#JO_Oliver
بیصِدا تَرین فَریادها،
دَر عُمقِ قَلب هایی نَهُفته اَست،کِه دیگَر حَتی،رَمَقِ بازگَشتَن راهَم نَدارَند...
#JO_Oliver
هربار ازدستت میدام،هربار خودم را ملامت میکردم،
هربار ،تو خاطرم را آسوده میکردی،
عزیزم، اینبار را چه کنم؟...
#JO_Oliver
چیزی نمانده تا غمت،ویران کند حال مرا،
این درد را کی میکشی،این بارهم بشنو مرا،
بازهم آن خاطره،بازهم آن کوچه باغ،
این هم سهم من است،از تمام خاطرات...
#خودنوشت
#JO_Oliver
هرباردیدن تو،همان خواب سنگین روزهای پاییز است،
مست میشوم و از خودبیخود،انگار
دوباره درجایی دیگر متولد شده ام.
تو اسم این درد را عشق گذاشتی عزیزم؟!
#JO_Oliver
میدونین داستان خلقت گل نرگس چیه؟!
در زمان یونان قدیم،یه پسر زیبا بوده که با هرگذری،هر دختری رو عاشق خودش میکرده.اما از شدت تکبرو غرورش هیچ محلی به هیچ دختری نمیزاشته.یروز دخترا پیش خدایان شکایت اونو میبرن و ازشون میخوان تا تلافی این کارارو سرش دربیاره،
یروزی از روزا،پسر ازشدت ضعف و ناتوانی سرگردون میشه و کنار یه برکه میوفته.وقتی خودشو توی آب میبینه،عاشق خودش میشه،و چون حال نزاری داشته و حالا یه درد دیگه هم به اونا اضافه شده،کم کم جونشو ازدست میده و همونجا میمیره.
بعده ها از محلی که اون مرده بود،گل های نارسیوس یا نرگس رشد میکنن.
واین...بنظرم پرمفهوم ترین افسانه ایه که شنیدم:)✨