گاه در احوالات خود غرق میشوم،
صدایی درمن میگوید،
شاید هنوز یک عاشق واقعی نشده ام،
آنها حافظه خوبی دارند،
درلحظه بیاد دستاورد عزیزشان میافتند،
و برای حفاظت از آن،
دست از خواب دیگران میکشند،
نمیدانم چه حکمتی دارد،
حتی خودِ من هم از من،
چیزی نمیداند،
چیزی.
نمیداند.
#JO_Oliver
سایِه یِ پررنگِ شهوت،
دِشنهِ یِ هولناکِ پوچی،
دشتِ کثیفِ افکار،
دستِ آلودِه بهِ فریب،
اینها همه،
شده _جامعه_ ما...
#JO_Oliver
سکوت کن شاعر بی دغدغه،
عاشقی را کی تو خواهی دوست داشت؟،
پشت هر یک نیم نگاه،
سالها درد جامانده است،
و درپسِ هر یک کلام،
دقیقه ها ذوب خواهی شد،
چه کم دارد همین یک روزگار ساده،
که حالا دام عاشقی،
برای تو تور پهن کرده...
#JO_Oliver