eitaa logo
_Text's_🇮🇷
36 دنبال‌کننده
36 عکس
0 ویدیو
0 فایل
نمیدانم شاید آنقدر مرا درگیر کرده است که دیگر نمیدانم از انواع و اقسامِ _تکست ها_ کتاب،موسیقی،دست نوشته، _گردهماییِ یادبودِ انجمن شاعران مرده_ چه میگویی مارکو؟! نمیشنوم،اینجا _بنویس_ : https://daigo.ir/secret/6927678407 @Sky_78 کپی؟!هیچوقت.فوروارد قشنگه:)
مشاهده در ایتا
دانلود
کل زندگی،فکر میکنی که کاش اون لحظه خوبه،اون آدمه،اون مومنته برمیگشت. کاش همچی تکرار میشد. وایسا ببینم،تکرار میشد که چی؟؟ فکر میکنی میتونستی بهترش کنی؟؟ بهتر بشی؟؟ فک میکنی زخمت تازه تر نمیشه؟؟ هزار بار با تصور کردنو بیاد اوردن خاطره های خوبم که مایل ها ازم دورترن سعی کردم تا حالمو بهتر کنم. چون خاطره های گذشتمو بیشتر ترجیح میدادم، ولی فهمیدم،بااینکه هنوز ازش دست نکشیدم،ولی طاقت یه زخم دیگه رو ندارم، وقتی دیگه نمیتونم مشت خاکی از زندگیم که توی دستم بوده و حالا تو عمق اتمسفر ذهنم پخش شده رو برگردونم؛) همینکه الانم،همینکه هستم، بهم ثابت میکنه اون لحظه هارو گذروندم که تونستم تاالان دووم بیارم، همین کافیه که بدونم،حداقل اون لحظه ها بودن...
یِه مُشت دُروغگو دَر ظاهِرِ یِه عاشِق، یِه بی وَفایِ بَدعَهد دَر قالِبِ یِک رَذل، یِه گُرگ تو پوستینِ گوسفَند، یِه خائِن مُتَظاهِر کِه اِدِعایِ عِدالَت طَلَبیش میشهَ،..
_به دوران نوجوونی بچه بل غبطه نمیخورم... +ولی اون حتااا...بدنیاعم نیومده. _میدونم...ولی بزرگ شدن خیلیی سخته!!. +هیییی،یه فنجون چاایی،همه چیزو بهتر میکنه:) From: Anne With an e^/)
Dead Poets Secity:^/`🤎🌊
شدم همون پروانه ای میخواستی عزیزم،همون آرزویی که داشتی، هرچیزی گفتی رو فراموش کردم، خاطره هاتو ساختم؛ بگو ببینم دروغگو،تو واسه پروانت چیکار کردی؟چقد خودتو به آب و آتیش زدی؟ پروانت چه گناهی کرده بود که با نگاه تیز تو بالهاش از دست داد؟ یبار به خودت نگاه کن!تو حتی ارزش نداشتی واست پیله عشق ببندم، یا شایدم این منم که خودمو به حیله تو فروختم:))
آرزوهامو کنار گذاشتم که تو بشی رویای همیشگیم،همون چیزی که واسش هرکاری کردم، اولویت عام عوض شد که تو بشی سرنوشتم، آدمای دورم رفتن از پیشم تا تو بشی هرکسی که نیاز دارم، ولی وقتی دوباره به همه اینا فک میکنم؛ هی پسر من چقد احمق بودم، تو یکی از همونایی بودی که منو ترک کرد...:)
کاش میتونستی درکم کنی، کاش جای چشمام بودی، وقتی میدیدن که تو داری میری و فقط اشک ریختن، کاش جای قلبم بودی و میفهمیدی چقد درد کشید، چرا باید خاطراتمونو مرور کنم؟ وقتی دیگه نیستی که برام قشنگترش کنی، تو هیچی از درد نمیدونی،ولی کاش حداقل میتونستم تلافی کنم، اما حیف این چشمات نیست که پر از اشک بشن؟:^/)
_ما دفن میشویم با آرزوهایمان، با قلب هایی پراز درد،رنج،شادی و غم. حالا مسئولیت ما به دوش خاطراتی خواهد بود که بیاد ذهن های عزیزِ عزیزانمان می آیند، " ای خاطرات کهنه،مارا جاودان نگه دارید،مژده برشما که چون ما دفن نخواهید شد،زنده بمانید و زندگی کنید،همانطور که به ما وعده داده شد:) "