eitaa logo
دانلود
خیلاثه که ایسگامو گرفته بود
هیچی یهو دیدم عه
روی صندلی پشت میز تحریر my dear god داره با یه نگاه نافذی نگام میکنه
رفتم و یه بغل و ماچ و تاچ و اینا که گفت دآخه مرتیکه جوهرلق مگه نگفتی درِگوشی یواشکی بهم میگی که عاشقمی؟! خب الان که اینجا کسی نیست که منتظرم
منم یه سر چرخوندم دیدم واقعا کسی نیست و بقیشم که دیگه
حالا اینا قسمت مهم نبود
بعد از مدت ها اومده بود پیشم و یه سوال اساسی ازش داشتم
پرسیدم
آخه عزیز دلم من زورم نمیرسید تو چرا اذیت میکنی؟
جواب داد و موهای تنم سیخ شد
موهای همه جای تنم سیخ شد
قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى