eitaa logo
آهوهابازمی‌گَردند.
227 دنبال‌کننده
10 عکس
10 ویدیو
0 فایل
کلاغ به خانه نرسیده مُرد، بالِ پرستوها شکست، خورشید زمین فُتاد، درخت‌ها کج شدند، پای اسب‌ها شکست‌و چَشم آهوها کور شد. همه رفته‌اند. ما مانده‌ایم. ما، مانده‌ایم. چون من، من_من یقین دارم به آبی آسمان و بازگشت آهو_آهوها. آهوها باز می‌گردند. می‌دانم، می‌دانم.
مشاهده در ایتا
دانلود
گویند که آفتاب از کدام طرف آمده که چنین زنده‌ای، خرسندی، شادابی؟ گویم که آفتاب از آنجا برخاست که تو پلک زدی، جهان بیدار شد. لبخند زدی، نور بیداد می‌کرد. عطر بوی سر تو، مال نسیمان بهاری می‌بود. آسمان مال زمین بود و زمین زِ آسمان. چشم گشودی و آسمان در چشمان تو افتاد. تو برخاستی، کوه پایین آمد. پس آری، آری، آفتاب از آن‌سو در آمد که تو.
ماهی قرمز کوچکِ حوض، در انعکاس ماه شنا می‌کند و گمان می‌کند روی ماه است. عزیزم، برای سادگیِ ماهی بِگریَم یا تلاش ماه برای بردنِ ماهی به بالینِ خود ؟
آدم گاهی، از واهمهٔ فراموشی، نیاز داره به عزیز رفته‌ش بگه تو رو به لطافت خدا قَسمِت میدم غریبهٔ آشنای من، یادت نره یه‌زمان منی هم بود. و تویی هم. و مایی نیز.
نورهامون رفتن اینجا 🤍
هدایت شده از روحي
تا بیخیال تقلیل هویّت زن به ظاهر او نشویم، هیچ زنی آزاد نیست.
مادر انقدر به من مگو "مگر آسمان به زمین رسیده؟" مگر نمی‌بینی در این حوالی، تمام روز آسمان به زمین می‌رسد و زمین به آسمان نه؟ آسمان روی زمین، زمین می‌خورد مادر. هرروز و هرروز. چه انتظاری از منِ آدمی‌ست؟ زانوهایم خرد شد و به آسمان نرسیدم مادر.
ما تو این قصّه هزاران‌بار کفش‌های هم رو پوشیدیم ستار، اصلاً توی این قصّه کفشای ما یکی‌ان ستار.
دیری‌ست که می‌نویسم و کلماتم را در آن‌هنگام که می‌خواهند خودی بنمایند، ذبح می‌کنم. باشد که زندگانی، افکار سیاهم را زائل کند و با واژگانم خوش‌خوتر باشد.