مسئولین بی وجدان ما خیال میکنند یا حداقل اینطور القا میکنند که درخواست ها برای لغو امتحانات تنها بهانه جویی برای راحت طلبی یا چنین چیزهای احمقانه و کودکانه ایست.
در حالی که امتحاناتی با این سطح از اهمیت، خانواده های زیادی از دانش آموزان و معلمان و مسئولین را درگیر و پابند یک منطقه میکند که ممکن است از لحاظ امنیت جانی در وضعیت خطرناکی باشد. در این صورت خانواده ه امکان سفر و حتی جابجایی بین شهر های مختلف را از دست میدهند. اسارت و محبوس کردن که همیشه به حصار نیاز ندارد.
و متاسفانه مثل اینکه تنها راه اثبات خطرناک بودن اوضاع این است که عده ای کشته شوند و به قول شما توفیق شهادت پیدا کنند.
و البته در نهایت این جان های در تصمیم بی ارزش انسانی هم آذوقه میشوند برای اثبات رذالت آمریکا... نه بی مسئولیتی در داخل کشور.
شهادتی که نتیجه بی دفاعی باشد، نه جهاد و جنگیدن، وقتی که تمام اتفاقی که میفتد هدر رفتن جان و توان انسانی یک ملت باشد توفیق نیست. مرگ به این گونه ارزشمند نیست و نه شیرین و نه شهد آگین، تنها ظلم است و داغ ننگ و بی آبرویی شما که میتوانستید کاری کنید و نکردید.
زنده ماندن در خواست غیر منطقی و زیاده خواهانه ای نیست، حق است.
هدایت شده از من سیگاری نیستم
اگه جنگه همهجا باید جنگ باشه. مرسی. یا همه یا چیز. من نمیخوام شهید اهمالکاری و مسخره بازی بعضیا باشم. خیلی مسخرهست. انقدر سنگ تجزیه نشدن به سینه میزنید این اوضاع الان براتون خطرناک نیست؟
هدایت شده از من سیگاری نیستم
بله اینجا جنگه و برقا هر روز میره. جاهایی هم که یه روز درمیون میره چهار ساعت بیبرقی رو باید تحمل کنن. اینا جدای از اوضاع آب یا قطعی گازه. اینجا دیگه اعلام نمیکنن که زدن؛ شایدم دیگه برای کسی مهم نیست. مردم توی بدترین اوضاع اقتصادی قرار دارن و هروز اوضاعشون بهتر و بهتر و بهتر میشه. دیگه چی؟ آها جووناش آدم و شماره و کلاً هیچی حساب نمیشن و باید برن امتحان بدن چون بنظر حضرات خطری کسی رو تهدید نمیکنه. ولی اگه زد تقصیر اونا نیست؛ بالاخره اینا خونخوارن و قصد اصلیشون نسل کشیه. جنوب همیشه محروم بوده. همیشه بدبخت بوده. مردم عزتمند؟ مگه این مردم چارهی دیگهای هم دارن بیشرف؟ این مردم که دارن جووناشون، بچههاشونو از دست میدن برای هیچکسی مهم نیستن. آدما خیلی راحت اخبار حملات به جنوب رو میخونن و رد میکنن. میگن جاهای تکراری میزنه. میگن خارج از شهر میزنه. میگن تلفات فقط فقط یکی دو نفر بوده. مردمی که موج انفجار و دود انفجار رو میبینن برای هیچکسی مهم نیستن. اقتدار چی شد؟ شما نمیخواد انتقام خون کسی رو بگیری شرف داشته باش نذار دیگه خون کسی ریخته بشه. مردم جنوب از اول این انقلاب بیشترین سهم رو توی همه چیز داشتن و بازم تنها چیزی که برای بقیه اهمیت داشت؟ نفت. اون بچهای که داره زیر بمبارون درس میخونه و ممکنه مرگش بخاطر نشتی گاز باشه تکلیفش چیه؟ چطوری من هنوز میتونم نفس بکشم؟ چطوری این ظلم رو تحمل میکنم؟ چطوری این همه ظلم رو تحمل میکنید؟ منو برگردونید اون موقع که برای اوضاع فرهنگیرفاهی و تحصیلی خوزستان حرص میخوردم. من دوست ندارم بخاطر کشته شدن و بیعدالتی محضی که علیه آدما توی جنوب داره میوفته حرص بخورم.
هدایت شده از زندگی بی شیله پیله
نتیجه یک هفته فشار این شده که حالت تهوع دارم سرم همش میفته انگار سنگینی میکنه رو تنم سرم گیج میره و انگار معلقم
بعنوان کسی که دانشجومعلمه میگم که...تا قبل این فکر میکردم اموزش پرورش فقط برای دانش اموزا بده و حرص شون میده ولی الان میبینم نه کلا یه سازمانیه که نه بودجه داره نه برنامه هر روز هم یه تصمیم میگیره که حتی به نفع کارمنداش نیست ضمن اینکه تنها نفعی که برای کامنداش داره شان اجتماعیه ، یطوریه که فقط امیدوارم خدا بهم توانا و اراده بده بتونم یکاری کنم حتی شده یه قدم مثبت... میدونین؟امیدوارم من معلم و مسئولی نشم که خودم تو مدرسه ازش بدم میومد ، خدا کنه همونی بشم که همیشه خودم از معلمام میخواستم و کمک کنم
در ادامه پیام قبلی...اره واقعا نمیشه یجا نشست تا یکی دلش به حالمون بسوزه ، باید پاشد و تلاش کرد و یکاری کرد، بهرحال اینده سازا و ادامه دهنده این راه ما دهه هشتادیا و هفتادیا و نودیاییم، اینکه نگاه مون فقط به مسئول بی مسئولیت باشه هیچی رو درست نمیکنه،تا اینجا هم بخاطر همین درس خوندم، با تمام سنگای کوچیک و بزرگ مسیر
•
جدا نمیدونم چی بگم...
در رابطه با آخرش منم همینطور فکر میکنم...
یکی از یازدهمیای مدرسمون دیروز که برای امتحان بیدار شده بود ایست قلبی کرده بود و متاسفانه فوت کرده...
گفتن به خاطر استرس و نگرانی بوده و... واقعا نمیدونم چی بگم.
خیلیم میدیدمش...
از راهنمایی که توی فعالیت های پژوهشی شرکت میکرد... بچه ها هم ناراحت بودن.