متاسفانه نمیتوان در ابتدای چیزهایی که از شما به جهان ارائه میشود نوشت:" من مدتیست احساس مرگ میکنم و این ها آخرین رمق های ذهن من برای اثبات زنده بودن و باور به اینکه هنوز هم میتوانم کاری کنم است." و اگر این را بگویید از شما ایراد های بیشتری به بیرون درز میکند انگار که هرچه دوختید نخ کش میشود.
نکته اینجاست اکثر فحشایی که تو فرهنگ و زبان ما رایجه در مورد تجاوز به یک زنه، زنی که ۹۹.۹۹۹۹۹ درصد اوقات ربطی به کارای فرزند یا همسر یا پدرش نداره.
یاد گرفتیم که اگر مردی دشمن ما بود یا باهاش به مشکل خوردیم به جای توهین به خودش، حرمت زنی از اطرافش رو بشکنیم. و اگر زن بود؟ خودش هم میتونه مورد تهمت جنسی قرار بگیره.
وحشتناکه که وقتی تهمت و توهین و تجاوز به زنان رو از فحشامون حذف میکنیم فقط چهار تا توهین ساده برامون میمونه. یعنی اکثر توهینات ما از آزار و تجاوز و برجسته کردن ویژگی های جنسی زن ها میگذره.
رسیدهام به خدایی که اقتباسی نیست
شریعتی که در آن حکمها قیاسی نیست
خدا کسیست که باید به دیدنش برویم
خدا کسی که از آن سخت میهراسی نیست
فقط به فکرِ خودت باش، ای دلِ عاشق
که خودشناسیِ تو جز خداشناسی نیست
به عیبپوشی و بخشایشِ خدا سوگند
خطانکردنِ ما غیرِ ناسپاسی نیست
دل از سیاستِ اهلِ ریا بکن، خود باش
هوای مملکتِ عاشقان سیاسی نیست
فاضل نظری
ممکن است از پنجره خود را به پایین پرت کنم؛ اما من به خواهر کوچکم گفتم فکر کردن به آنچه پیش آمده کاری از پیش نمیبرد و بیا فکر کنیم چطور میشود همین مصیبت را بهتر کرد. دارم فکر میکنم اگر من این کار را کنم فردا در بیست سالگی که دارد فکر میکند "باید با این مصیبت چه کند؟" و من در خاطرش میآیم به چه نتیجه ای می رسد؟ کدام کار؟ پریدن یا کنار امدن و بهتر کردن اوضاعی که در دست داریم.