به زمانبندی بالاسری اعتماد کنیم؛ در اوج خستگی جوری برامون قشنـگ رقم میزنه که باورمون نمیشه.
خـدایِ ما، خدای ناممکنهاست، ما برای ممکنش نگران و ناراحتیم؟!
از خـدا میخوام هرگـز با آدم موودی طرف نشید. چه درسی/کاری باشه، چه در زندگی روزمره و چه گذری.
هی مینویسم و هی دیلیت میزنم.. زیرلب با خودم میگم نکنه مـا لایق نوشتن از شمـا نیستیم؟!
سِمِـجْ؛
بگردیم ببینیم چه موضوعی (خدای ناکـرده) روح، فکـر و دلمون رو نابجا مشغول و کدر کرده، تا دیرتر نشده
مسبب کمتوفیقی های ما، خودمون هستیم! حلش کنیم و اجازه ندیم(خـدای ناکرده) برکـت از زندگی، وقـت و فعالیتهامون سرسوزنی هم کم بشه حتّی.
گاهی کوچیكترین تلنگری لازمه تا از بزرگترین اشتباهات و کجترین راهها جلوگیری بشه، قـدر بدونیم، خدارو شکـر کنیم و بیشتر حواسمون باشـه.. همین.