✧ 𝐓𝐡𝐞 𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫𝐬’ 𝐂𝐚𝐟𝐞’
اول اینکه جشن اون شب ماجرا داشت یادم باشه تعریف کنم.....
دوم اینکه بانو کیت خیلی لطف دارن به من....(گوجی بوجییییی)
سوم اینکه آدنا هنوز نرقصیده روی پای جناب کای از لج لگد میکرد....
✧ 𝐓𝐡𝐞 𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫𝐬’ 𝐂𝐚𝐟𝐞’
خبببب، میخوام براتون تعریف کنمممم.....
اول که وارد شدم آدی هنوز نیومده بود، اول با بانو پیدین احوالپرسی کردم، بعد با جناب کای و جناب کیت. بانو پیدین من رو به بانو کِیت معرفی کردن و اول مهمونی کلی با بانو کیت حرف زدم. چند دقیقه گذشت آدنا اومد، حالا با چه پیراهنی؟ پیراهن صورتییی_یقه دلبری با دامن تا پایین پا که روش مروارید دوزی دقیق و ظریفی داشت_، اومد با همه احوالپرسی کرد و اینا، به ما که رسید نگاه کرد بعد گفت: اووووو، چه همه سِت شدین... خلاصه فهمیدیم اصلا تم مهمونی رو ندیده.... آدنا، تقریبا کل مهمونی رو با جر و بحث با جناب کای و وقت گذروندن با بانو اندی و جناب جکس گذروندن _باورتون نمیشه با بانو اندی در علیه جناب کای دست به یکی کردن_ من هم ترجیح دادم با همه معاشرت کنم، با بانو پیدین، جناب کیت، بانو کیت و دیگران..... امیدوارم توضیحات کامل بوده باشه.... همچنین از مهماننوازی شما بینهایت سپاسگزارم......