رسول از سگ جون سالم به در برد، حالا باید از محمد جون سالم به در ببره. 😂#SA
•••♥︎•••
محمددد🙊😐
رسول جان، زخمت خوب میشه، ولی از کنایههای محمد نه. 💀#SA
•••♥︎•••
چه تیکه هایی قراره بشنوع😐🦦
پ.ن:دلم برای حامد سوخت، بین این دوتا مونده فقط میگه الان وقتش نیست!#SA
•••♥︎•••
وسط برادر و پسرش گیر کرده😢😐
پ.ن:یکی به محمد چای بابونه بده، فشارمون افتاد از استرسش. 😭#SA
•••♥︎•••
نیست که کسی بدع🥺
پ.ن:به نظرم سگ الان نشسته میگه من انقدر آسیب نزدم که محمد قراره بزنه. 😭#SA
•••♥︎•••
همون.. میگه اگه من محکمتر گاز میگرفتم بهتر بود🙄
پ.ن:رسول الان از آمپول نمیترسه، از مرخص شدن از بیمارستان میترسه. 🤣#SA
•••♥︎•••
دقیقا
پ.ن:رسول هنوز تو اورژانسه، ولی محمد از الان جلسه محاکمه رو تشکیل داده. 😂#SA
•••♥︎•••
توبیخشو نوشته 😂
سلام خوبی
میگم پی دی اف رمان جان او از صفحه ی ۱۱۴ و یعنی از پارت ۷۳ به بعد چند صفحه سفیده و دوباره ادامه رمان اگه میشه به نویسنده یا هر کس دیگه که میتونه درستش کنه بگین که کامل بشه و اینکه رمتن های خودت هم خیلی عالی هست من سه تا رمانت رو خوندم خیلی قشنگه انشالله تو زندگیت موفق باشی❤️❤️❤️
یاعلی
•••♥︎•••
سلام الحمدلله شما خوبین
دسترسی به هیچکس ندارم..قبلا گفتم ولی ادمین کانال بودن و گفتن دست ایشون نیست
میشه لطفا ناشناسو سنحاق کنی
•••♥︎•••
لینک ناشناس توی کانال ناشناس سنجاقِ...
ولی توی کانال اصلی سنجاق نیست چون زیر تمام پارت ها لینک ناشناس هست