با پن دو به شدت موافقم به شددددددددددددتتتتتت
#عطر_نرگس
•••♥︎•••
تا ابد حق😂
میثمممم مولاییی نفوذیهههههه اینکه اومد بیمارستان با رسول حرف زد اعتمادا سخت شده یالان دنیا😭😂
•••♥︎•••
به این دقت کن هومن عکس میثم مولایی رو پرینت گرفت🦦
از الان برای شادی روح سرگرد میثم مولایی یه فاتحه قرائت کنید با تشکر🙄
#عطر_نرگس
•••♥︎•••
الفاتحه🦦😂
من که میدونم به یه شیوهای پای ساحل به پرونده باز میشه، فقط نمیتونم ثابت کنم
•••♥︎•••
پرونده کجا..ساحل کجا 😕
نمیشه به جای کشتن عزیزان اطرافش، تلاش کنی خود حامد رو بکشی ما یه کم یزید بازی ببینیم؟
•••♥︎•••
حامد بمیره؟؟دلت میاد🥺
جوری که حامد و محمد بحث رو از خواستگاری به کاری تغییر دادن و رسول رو فرستادن سر کار ستودنی بود واقعا
•••♥︎•••
کار هیچکس نیست واقعا🙊😂
حالا که فکر میکنم باید نگران محمدم باشم با اون چیزایی که علی پیدا کرده
#عطر_نرگس
•••♥︎•••
شاید...🦦
وای قسمت خواب آلودگی رسول رو خوندم یاد خودم افتادم
پارسال روزای اول مهر بود. زنگ اخر ریاضی داشتیم.منم خیلی خوایم میومد
دستم و گذاشتم زیر چونم و بعد چند دقیقه یهو ردیفی که بغل ردیف من می نشست رفت رو هوا. نگو من گیج خواب بودم هی سرم میرفت و میومد .چون میز اول بودم اینا دیدن و زدن زیر خنده.😂🤣🤣
اخر هم به خاطر خنده بیجا وسط درس معلم هم از دست همه کفری شد😐🤕😂
#گیجخواب
•••♥︎•••
اونم زنگ کی؟؟؟ ریاضیییی😂😂
من خوابم میگرفت واقعا سرمو میذاشتم رو میز میخوابیدم
یه بار از راهیان برگشته بودم مدیر گفت باید بریم مدرسه فردای سفر بعد زنگ فارسی انقدر خوابم میومد که واقعا خوابیدم
بعد که با سرو صداها بیدار شدم دیدم بغل دستیم دستاشو پانسمان کرده، معلم از دست بچه ها عصبیه
حالا نمیدونم منو ندیده بود یا دلش به حالم سوخته بود هیچی نگفت
ولی وقتی چشم باز کردم بغل دستیمو دیدم کپ کردم نگو از میز افتاده من اون وسط خواب😂😂😂😂😶🌫
بشه ها داله بهم بر میخوره درسته هنوز نفهمیدم چه کاری کردم ولی گونا دالم این طوری از من یاد نبرین 🥺🥺🥺#استاد
•••♥︎•••
میدونیم که بلد نیستی ناراحت نشو😄
ای خداااا چقدرم شما خجالتی هستی اقا رسول
اونم از حامد نه محمد🤦🏻♀️🤦🏻♀️
این بچه کلا بر عکسه😂😂🤦🏻♀️
#عطر_نرگس
•••♥︎•••
با محمد خودمونیه دیگه😂😂