هدایت شده از Odrzucona miłość
خاک
و آنگاه صدای شیون پنهانی میشنوم که از عمق جانم میوزد... اوایل به دنبال صاحب صدا میگشتم و میگفتم لابد زیر تخت، پشت در، پس پردهٔ حمام یا در کمد پنهان شده است. میگشتم و میگشتم و وقتی سکوت طولانی میشد، یقین میکردم که این صدا، مانند بادی از گور قربانیانِ بیخونخواه، با یک دنیا اندوه و زاری از درون خودم میوزد...
𝐝𝐞𝐚𝐫:https://eitaa.com/The_midnight_Library
مخفیگاه خاله کایرا
یوزر 𝑲𝒂𝒊𝒓𝒂 با پروف و بیوت موافقم
همه موافقن😉 (اعتماد به سقف)
مخفیگاه خاله کایرا
یوزر 𝑲𝒂𝒊𝒓𝒂 مطمعنم مامانبزرگت خیلی دوستت داره ، خیلی باهاش مهربون باش و باهاش زیاد حرف بزن این جور م
قطعا قراره همینجوری باشه
اصلا شما نمیگفتی هم من باهاشون خوب بودم :>