زندگی یعنی
امروز روز تولدته
امتحانت افتاد برا یک روز دیگه
همه دارن بهت تبریک میگن
ممکنه با بابات بری عینک و کتاب بخری
و مهم تر از همه
داداشت کلاس آنلاین نداره و به جاش میره مهدکودکش (نه حالا دیگه مهدکودک پیش دبستانی ولی خب)
اینا یک سری آهنگ هستن که خب من دوستشون دارم و هم باهاشون خاطره دارم و اونم ربانیه که دور جعبه ای بود که اینا توش بودن خیلی رندوم برش داشتم و تو فکرم بود یک گره ساده بزنم ولی بعد سعی کردم پاپیونش کنم و اون چیزی که میبینم مامانم میزنه رو امتحان کردم و با کمال تعجب شد (هورا یاد گرفتم چجوری اینجوری گره بزنم)
مخفیگاه خاله کایرا
نانای تموم شد همه ی کارت هایی که لیلیف داده رو چسبوندم
وای باز نمیشهههقبقلیتسلن
مخفیگاه خاله کایرا
وای باز نمیشهههقبقلیتسلن
الان خودمو دار میزنم هیچی باز نمیشه