کنون ک غرقِ خیالِ تو شعر میخوانم
تو یاد میکنی از مـن؟ بعید میدانم .
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد دیوانه من میبینمش...
میشود غش کنم ضعف کنم جان بدهم جان بشوی
دل بشوی یار شوی حضرت یار؟🫀🫠
ز چشمت چشم آن دارم که از چشمم نیندازد
به چشمانت که چشمانم به چشمان تو مینازد🫠❤