"اندر احوالاتی با من"
گریهایکهنیامدهبهگلو چنگمیندازهوسنگرمیگیرهرابایدکُشت،خاک کرد.
گاهیهمبایدبهشونمدالدادوآفرینگفتسختاستمانددرگلویآسیبدیدهایکهگورستانبغضهایبسیاریست.
- یه روز گوشیتو میندازی یه کنار،استوری ها رو نمی بینی، دیر جواب میدی، نوتیف ها رو خاموش می کنی، چت ها رو باز نمی کنی، توی هر گروهی که هستی دیگه چیزی نمی نویسی، و میفهمی همه این چیزا الکی بوده.
زور اضافه میزدی تا با آدمهای بیشتری در ارتباط باشی و میخواستی همه رو راضی نگه داری و بعدش یادت میوفته توی همه ی اون مدت داشتی خودتو به خاطر بقیه از دست میدادی.
حس شیشمم رو میپرستم، هیچوقت بهم دروغ نمیگه هروقت راجب کسی حس بدی داشتم دقیقا همون بود.
یه سری رفتارها هستن که تو هیچوقت از یه شخصی انتظارشو نداشتی برای همین پذیرفتنش خیلی سخته،
قسمت دردناک ماجرا هم اینه که ما خودمون این ادما رو برا خودمون گنده کردیم.
- بعضی وقتا دلم میخواد توی هیچ جمعی صحبت نکنم چون اینطوری میشه که یا با حرف یهنفر ناراحت میشم یا یهنفر با حرف من ناراحت میشه بعد مجبور میشیم به عذرخواهی و شرمندگی و بههرحال پیشگیری بهتر از درمانه.