eitaa logo
این جنگ🚩
11 دنبال‌کننده
30 عکس
7 ویدیو
0 فایل
انسانی که نمی‌جنگد،جسدی متحرک است... ارتباط: @mhasghary_official
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کانال خبری رجانیوز
◼️ گناهی به نام آرمان گرایی/ نقدی بر یادداشت استاد محسن مهدیان ✍ آروین فرشی نعیم ▪️اساس شکل گیری انقلاب اسلامی، آرمان گرایی و حرکت به سمت آرمان ها و باز تعریف تقابل آرمان و واقعیت بود. واقع گرایی در این انقلاب توأم با آرمانگرایی است و هیچ گاه سر‌سازش با "محافظه کاری" ندارد بلکه به قول قائد شهید (اعلی الله مقامه): یک‌عدّه‌ای تبلیغ می‌کنند و وانمود میکنند که آرمان‌خواهی مخالف واقع‌گرایی است؛ نه آقا، آرمان‌خواهی مخالف محافظه‌کاری است، نه مخالف واقع‌گرایی. محافظه‌کاری یعنی شما تسلیم هر واقعیّتی -هرچه تلخ، هرچه بد- باشید و هیچ حرکتی از خودتان نشان ندهید؛ این محافظه‌کاری است. (۱۳۹۴/۰۴/۲۰) واقع‌گرائی به معنایی که در مقابل آرمان‌گرائی است، مطلوب نیست. ملاک این است که ما میخواهیم به آن آرمانها برسیم؛ منتها در کنار این، واقع‌بینی لازم است؛ نباید دچار توهم شد. (۱۳۸۹/۰۳/۱۸) ▪️اما عده ای این روز ها تلاش می کنند تا ناخواسته آرمانگرایی مقدس مردم این کشور را با ژست واقع نگری اما حقیقت محافظه کاری خاموش کنند. هر جا که جوان انقلابی آرمان و آرزو های بلند اما مقدسش را فریاد زد، عده ای پیدا شدند و گفتند "هیس" تصمیم گیران این جامعه از تو و امثال تو بیشتر می فهمند، فریاد های تو، مطالبه ها و آرمان های مقدس تو، توهین به فهم و امانت و صداقت و تخصص آنان است؛ غافل از آنکه آن جوان با فریاد آرمان هایش دقیقا به تکلیف شرعی اش عمل کرده است! ▪️آقایان! یکی از مهم ترین تکالیف "امت" در قبال "امام" ایجاد "بسط ید" برای بهترین تصمیم گیری است. این تکلیف مهم و تاریخ ساز را با ژست واقع نگری و کلیدواژه اعتماد به مسئولان خفه نکنید. بگذارید این مردم مطالباتشان را آرمان گرایانه مطرح کنند، اجازه بدهید فریاد ادامه جنگ و تقبیح مذاکره سر دهند، اجازه دهید نسبت به برخی مسائل و مفاد نگران شوند و سوال کنند، اجازه بدهید این مردم - که به تعبیر امیرالمومنین (ع) ستون های دین هستند - نسبت به سستی و محافظه کاری و مصلحت سنجی ها بدبین باشند، این فریاد ها، بی اعتمادی به مسئولان نیست، ندیدن یا اطلاع نداشتن از واقعیت ها نیست، جلو افتادن از امام و تسلیم محض ولی نشدن نیست، مطالبه آرمان ها، قله ها و حداکثر ها، قبل از حکم ولی، به منظور ایجاد بسط ید برای ایشان است تا ایشان (حفظه الله) بتوانند با خاطری آسوده از مردم، بهترین تصمیم الهی را اتخاذ کنند. این اصل همان چیزی است که مورد تاکید قائد شهید(ره) هم بود: اگر شما جوانان نگاه به قله‌های آرمانی را کنار بگذارید، برآیند غلطی به‌وجود خواهد آمد. برآیند آرمانگرایی شما و چالش مسؤولان با مصلحتها، برآیند معتدل و مطلوبی خواهد شد؛ اما اگر شما هم دنبال مصلحت‌گرایی رفتید و گرایش مصلحت‌اندیشانه - یعنی صددرصد با واقعیتها کنار آمدن - وارد محیط فکری و روحی دانشجو و جوان شد، آن‌وقت همه چیز به‌هم می‌ریزد و بعضی آرمانها از ریشه قطع و گم خواهد شد. (۱۳۸۲/۰۸/۱۵) ▪️ایجاد این بسط ید برای "ولی" تکلیف شرعی است، نه گناه و معصیت! با آدرس غلط، تکلیف شرعی مردم را به احساس گناه مبنی بر عدم اطاعت از ولی یا جلو افتادن از ایشان بدل نکنید. مطالبه آرمان ها و حداکثر ها توسط مردم، آن هم قبل از حکم ولی، ایجاد بسط ید برای ایشان است، نه جلو افتادن از امام که کار مارقین بود؛ بعد از حکم "ولی" همان مردم جملگی فریاد خواهند زد: لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی. ▪️این تنظیم مفاهیم، دقیقا همان نگرانی قائد شهید (ره) بود که حتی با اشاره به ایام جنگ فرمودند: توقع من از عزیزان دانشجو این است که همواره دنبال آرمانها باشند؛ چه در آن مواردی که حادثه‌ای که پیش می‌آید، طبق دلخواه شما است، چه آنجایی که حادثه‌ای که پیش می‌آید دلخواه شما نیست؛ آرمانگرائی را با نگاه به واقعیتها از دست ندهید و دنبال کنید. در اصلِ انقلاب همین جور بود، در جنگ همین جور بود؛ در حوادث گوناگونی هم که در این سالها پیش آمده، همیشه همین جور بوده است.(۱۳۹۲/۰۵/۰۶) ▪️این مهم همان تکلیفی است که صحنه های مختلف تاریخ اسلام، به واسطه بودنش عزت پیدا کرد و به واسطه فقدانش متحمل رنج شد. همان تکلیفی که انصار مدینه در بیعت عقبه با آرمان گرایی مقدس و نفی واقع بینی محافظه کارانه انجام دادند و تسلیم و مأیوس واقعیت هایی از جمله ضعف در عِده و عُده نشدند و بدین‌سان زمینه ساز تشکیل حکومت نبوی(ص) گشتند یا همان تکلیفی که خوارجان بالقوه‌ی اصحاب امیرالمؤمنین(ع) در صفین آنرا ترک کردند و به آن واسطه مالک را از پشت خیمه معاویه برگرداندند و امام(ع) را با سلب بسط ید مجبور به پذیرش حکمیت کردند. ▪️حال این گوی و این میدان؛ تکلیف این است، دیدن قله ها، مطالبه آرمان ها، شعار حداکثر ها به منظور ایجاد بسط ید برای "ولی" آن هم قبل از حکم ایشان؛ به محض صدور حکم هم تکلیف مشخص است، اطاعت محض و تبیین و تبلیغ آن؛ والسلام. ◼️ @Rajanews_com
فراموش نکنیم: «حسبنا الله و نعم الوکیل...»
سوره‌ی فتح تمام شد. وقت سوره‌ی برائت است...
آتش‌بس بعدی زمانی‌است که آمریکا پیش از اجرای آتش‌بس،هرآنچه شرط کنیم بپذیرد و اجرا کند...
هیئت ایرانی نباید مذاکره کند.مذاکره در این‌شرایط،نه شرعی‌است و نه قانونی. باید جلوی این اتفاق را،اگرچه با حبس دیپلمات‌ها توسط مردم،یا تشکیل زنجیره‌ی انسانی روی باند فرودگاه باشد،گرفت.
تعامل در اداره مدارس و دانش‌گاه‌ها...
این جنگ🚩
تعامل در اداره مدارس و دانش‌گاه‌ها...
مشخص است که مهم‌ترین عضو خانواده‌ی دانش‌آموز/دانش‌جو، خود دانش‌آموز/دانش‌جوست...
🚨 ویراست نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی
پیرامون صحبت‌های هگزت مبنی بر عدم نقض آتش‌بس....
بسم اللّٰه الرحمن الرحیم خط‌های سفید،خط‌های سیاه و خط سرخ یادداشتی درباره‌ی وضعیت مطلوب اینترنت خط‌های سفید جامعه‌ی اسلامی،جامعه‌ای بدون طبقه و بدون تبعیض است. کسی حق ندارد در جامعه‌ی اسلامی،امتیازی بیش از دیگران داشته‌باشد؛ با این وجود،استثنایی وجود دارد. مغز،هم‌واره بیش‌ترین دست‌رسی را به وقایع خارج از بدن دارد؛ این امتیاز مغز،نه به‌خاطر تمتع مغز،بلکه به‌خاطر مسئولیت آن در قبال بدن است. ممکن است گروه‌هایی در جامعه‌ی اسلامی امتیازاتی فراتر از افراد عادی جامعه داشته‌باشند،اما نه برای بهره‌مندی خودشان،بلکه برای ادای وظایفی در قبال جامعه. در چنین جامعه‌ای،امتیاز بیش‌تر،یعنی وظیفه‌ی بیش‌تر. با توجه به این مطالب،باید گفت که اعطای امتیازی تحت عنوان خط سفید،به برخی گروه‌ها،با شرایطی لازم است. کار این گروه‌ها،از طرفی باید واجب و ضروری باشند،و از طرفی باید افرادی متعهد به استفاده‌ی درست از این امتیاز باشند.(در شرایطی که نسبت به این تعهد اطمینان وجود ندارد،باید از نظارت حداکثری بهره برد.) این گروه‌ها،بر اساس استقراء،شامل برخی مأموران امنیتی و مجاهدان عرصه‌ی رسانه می‌شوند. شیوه‌نامه‌های مربوط به نیروهای امنیتی،خارج از حیطه‌ی بحث ماست. نگاه ما،و اکثر جنجال‌ها،معطوف به گروه دوم است. باید مشخص کرد که بر اساس چه اهدافی،چه کسانی،طی چه مراحلی،و چگونه از این امتیاز بهره‌مند می‌شوند. در پاسخ به پرسش با چه اهدافی،باید حفاظت از اذهان ملت در برابر تهاجم رسانه‌ای غرب،صدور فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی و یورش به مبانی تمدن غرب را نام برد. در پاسخ به پرسش چه کسانی،باید گفت کسانی که تقوای‌الهی،بصیرت و قدرت ایجاد و انتقال پیام را داشته‌باشند. در پاسخ به پرسش طی چه مراحلی،باید از مراحل شناسایی،تربیت،محاسبه و تمحیص نام برد. در پاسخ به پرسش چگونه،باید محدوده‌ی دسترسی افراد به اینترنت بدون فیلتر،بر اساس محدوده‌ی فعالیت هر فرد مشخص و محدود شود. بنابراین،بخش اعظم آن‌چه امروز با عنوان خط سفید شناخته می‌شود،غیر شرعی است... نکته‌ی مهم در این مبحث،نبود قانون مناسب(یا عدم اجرای قانون موجود)است.
خط‌های سیاه چند نکته درباره‌ی خط‌های عادی و دست‌رسی معمول به اینترنت،که به مناسبت سفیدنامیدن دیگر خط‌ها،این مسئله را خط‌های سیاه می‌نامم،به ذهن می‌رسد. اول این‌که هر موجودی،یا دوست ماست و یا دشمن ما.طبیعتاً رسانه‌ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. رسانه‌ی دشمن،در نبرد با ما،تلاش می‌کند به ذهن و قلب مردم عزیز ایران رسوخ کند،در کوتاه‌مدت حق و باطل را به هم بیامیزد،و در بلندمدت،دست‌گاه فکری افراد را به گونه‌ای منحرف سازد،که توان تمییز حق و باطل را از آن‌ها سلب کند. از طرفی،نظام اسلامی نمی‌تواند در برابر چنین اتفاقی منفعل بماند. از طرف دیگر،نظام اسلامی نمی‌تواند راه بدی و بدکاری را به طور کامل مسدود کند،بلکه تنها می‌تواند دست‌یابی به آن را سخت‌تر از دست‌یابی به خوبی و نیکوکاری کند،مگر در مواردی که بدکاری فردی،موجب اضرار به جامعه شود،که در این مورد،طبق قواعد اسلامی با خطاکار برخورد می‌شود،و راه این بدکاری بسته می‌شود. واضح است که رسانه‌ی دشمن،روی مخاطب اثر سوء دارد. این اثر سوء،گاه در اقدام علیه امنیت‌ملی نمایان می‌شود،گاه در اشکالات اخلاقی،چون شتاب‌زدگی،مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی،و گاهی نیز در نحوه‌ی دید شخص نسبت به مسائل،و حتی در موارد خاص،در زوال عقل... بدیهی است که نظام اسلامی باید علیه این رسانه‌ها اقدام کند،و این اقدام چهار لایه دارد. لایه‌ی اول،اقدام فرهنگی علیه رسانه‌های مهاجم است،که مجاهدان عرصه‌ی رسانه،پرچم‌دار این بخش‌اند.با رسانه‌هایی که اثرات صرفاً فردی دارند،فقط با این روش برخورد می‌شود. لایه‌ی دوم،نیمه‌مسدودسازی(فیلترینگ)است. با رسانه‌هایی که طبق تجربه «احتمال» اضرار اجتماعی دارند،با این روش برخورد می‌شود. لایه‌ی سوم،مسدودسازی کامل است. با رسانه‌هایی که به طور قطع،موجب اضرار اجتماعی می‌شوند،باید با این روش برخورد شود. هم‌چنین،در شرایط بحرانی،با رسانه‌هایی که در لایه‌ی دوم برخورد جای دارند به این روش برخورد می‌شود. لایه‌ی چهارم،اقدام حقوقی علیه رسانه‌های متخلف است. لایه‌هایی که تلاش در اضرار به جامعه‌ی اسلامی یا نظام اسلامی دارند،باید تحت تعقیب قانونی قرارگیرند و تا زمان تأدیب،کاملاً مسدود بمانند. (به راستی،شرایط اینترنت در کشور ما،چقدر مطابق با لایه‌های ذکرشده‌است؟آیا بازگشت به شرایط پیشین،ما را به همین‌جایی که هستیم برنمی‌گرداند؟) اما نکته‌ی دوم،درباره‌ی لزوم پیش‌رفت فن‌آوری‌های داخلی است. این امر،قطعاً نیازمند حمایت جدی دولت است،و در عین حال نیازمند حمایت جدی مردم. تعارف نداریم،وقتی دولت از انجام این کار خودداری می‌کند،وظیفه‌ی مردم سنگین‌تر می‌شود؛چرا که علاوه‌بر حمایت‌های معمول،اعم از سرمایه‌گذاری،استفاده،حمایت معنوی(و...)،می‌بایست دولت را به حمایت از این فن‌آوری‌ها وادار کنند. (البته واضح است منظور بنده،حمایت بی قید و شرط از هر آنچه امروز هست،نیست.منظور بنده،حمایت از فن‌آوری‌های درست است،و البته ریشه‌کن‌کردن فن‌آوری‌های نادرست.) (و به عنوان یک پرسش،آیا معیار برتری یک فن‌آوری،صرف امکانات بیش‌تر و هزینه‌ی کم‌تر است؟آیا این معیارها به راستی اسلامی‌اند؟) نکته‌ی سوم،راجع به موضوع اینترنت پرو می‌باشد. پیش‌تر،درباره‌ی مواردی که دست‌رسی افراد به اینترنت،می‌تواند بیش از دست‌رسی معمول باشد،نوشته‌ام.بنابراین،نادرستی این طرح را تکرار نمی‌کنم. صرفاً،این نکته را یادآور مسئولان امر می‌شوم که اگر به واقع منفعتی از این طرح عاید مردم می‌شود(تنها یک مورد با احتمال بسیار کم به ذهن می‌رسد)،آیا این منفعت،ارزش از دست‌دادن سرمایه‌ی اجتماعی دولت و نظام اسلامی را دارد؟