« مـٰاهلین »
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدنِ تو سیر شود بعد برو
ای کبوتر به کجا قدری دگر صبر بکن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
« مـٰاهلین »
ای کبوتر به کجا قدری دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
تو اگر گریه کنی بغض من می شکند
خنده کن عشق نمک گیر شود بعد برو(:
« مـٰاهلین »
تو اگر گریه کنی بغض من می شکند خنده کن عشق نمک گیر شود بعد برو(:
یک نفر حسرتِ لبخندِ تو را می بارد
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو!
« مـٰاهلین »
یک نفر حسرتِ لبخندِ تو را می بارد صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو!
باش با دستِ خودت آینه را پاک بکن
نکند آینه دلگیر شود،بعد برو...
« مـٰاهلین »
باش با دستِ خودت آینه را پاک بکن نکند آینه دلگیر شود،بعد برو...
لحظه ای باد تورا خواند كه با او بروی
تو بمان تا به يقين دير شود بعد برو
دکلمه شعری از گروس عبدالملکیان یادم بده چگونه بخوانم؛
تا عشق در تمامی دل ها معنا شود(:
یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت در تندباد عشق نلرزد!
زیبا!آن گونه عاشقم که حرمتِ مجنون را احساس می کنم،آن گونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم،
آن گونه عاشقم که هر نفسم شعر است .
زیبا!چشمِ تو شعر؛چشمِ تو شاعر است و من، دزدِ شعرهای چشم تو هستم..:)♥️
#خسرو_شکیبایی