ساعت ۳ و نیم از تشنگی بیدار شدم
بعد با کلی امید پلشدم اب خنک بخورم
در یخچال رو باز کردم و دیدم که ای دل قافللل اب خنگ نداریمم
خلاصه یکممم اب از شیر خوردم
Lara🍀
ساعت ۳ و نیم از تشنگی بیدار شدم بعد با کلی امید پلشدم اب خنک بخورم در یخچال رو باز کردم و دیدم که
بعد اومدم سر گوشیم دیدم عه چه کاریه من بخوابم
هیچی دیگه نخوابیدم منتظر موندم ۱۰ دیقه بعدش ساعت ۳ و ۴۰ اذان بگه
نمازمو بخونم و بخوابم
Lara🍀
به نظرتون این عادیه که ۴ صبح همسایمون بخواد با ماشین بره بیرون؟
البته اره شاید دارن میرن مسافرت😃