eitaa logo
دیگراشتباه‌نمی‌کنم.
677 دنبال‌کننده
31 عکس
11 ویدیو
0 فایل
آدم. - 25 July. وبلاگ شخصی. آدم است و سیب خوردن، آدم است و اشتباه. https://daigo.ir/secret/91375840776
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی؛ گرمی ِدل‌های ِبه‌هم پیوسته‌ست.
"دوستت‌ دارم" کلامِ خدا در آدمی‌ست؛ دو کلمه‌ی کوتاه و این همه ماجرا. ماجرایِ بی‌پایان زیرا آغاز آن در زمانِ بی‌آغاز است. زمانی که خدا بود اما هنوز دنیا را نیافریده بود تا خداییِ خود را در آن‌کسی که دوست دارد آشکار کند. راز هر آفرینشی در این است، آفریننده برای آنکه بیشتر دوست بدارد و بیشتر دوست داشته شود می‌آفریند، حتی اگر معشوق قرار است هزارسال بعد به جلوه بیاید. دوستت دارم سبب‌سازِ استمرار در آفرینش است و استمرار راز مدام خلق کردن است. دوست داشتنی که بهترین شیوه‌ی مالکیت است، نه مالکیتی که بدترین شیوه‌ی دوست داشتن است. "دوستت دارم" هویتِ عشق است، از همان دست که زبان هویتِ انسان است! انسان پنهان در زبان است و عشق پنهان در "دوستت دارم".
هدایت شده از KHAMENEI.IR
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 رهبر انقلاب، امشب: آقای کریمی! «ای ایران» بخوان... 📝 رهبر انقلاب امشب، خطاب به آقای محمود کریمی فرمودند: اگر خسته نمی‌شوی «ای ایران» بخوان! 👈 لحظاتی از نوای «ای ایران خدایی» حاج محمود کریمی در مراسم عزادارای شب عاشورا با حضور رهبر انقلاب در حسینیه امام خمینی(ره) 💻 Farsi.Khamenei.ir
دیگراشتباه‌نمی‌کنم.
سلام به تو پوپک، سلام به طراوتِ هرآنچه باشی، همان می‌بینیِ نگاهت. سلام به حضورت. سلام به تو و تمام آن‌هایی که از تو، عادتِ بازنگری به امانت برده‌اند. همان‌هایی که دوران نبودنت، تنها مخاطب‌شان نبودنت‌ بود. همان‌هایی که با آینه‌ها رفیقند‌ و با سرخورده‌ی درون آینه همزاد.. سلام پوپک. صدای "طاقت ماندن ندارم آه ای دنیا خداحافظ"ت را خوب به‌خاطر دارم‌.. چیزی شبیه افتادن یک آینه از دست آدم گیجی مثل من. خوشحالم که برگشتی پوپک، شب‌های دیگر، حرف‌های دیگر، و احوالات دیگری در انتظار ما به تماشا نشسته‌اند..
کاش یک تکه ابر بودم در آسمان‌های سوئیس.
در امتداد جاده‌ی ملامت‌بار سوگواری بابت از دست رفته‌های بی‌برگشت، ترجیح می‌دهم روی زمین به انتظار صبح بنشینم. سلام آفتاب و خداحافظی مهتاب را ببینم، و وقتی مطمئن شدم هیچکس خواب نیست، با بیداری خداحافظی کنم. پوپک، این قصه‌ی پرتکرار هر شب من است. فرار از تاریکیِ درون آینه که شب‌ها بیشتر از ساعات دیگر روز دست روی شانه‌ام می‌گذارد‌. سوسویِ مردمک بدنیتش‌ در تاریکی برق می‌زند. به قصد کُشت کنارم می‌نشیند. نمی‌خواهد بداند دقیقاً خوبم یا نه، فقط می‌خواهد به جواب سؤالش برسد: آیا به اندازه‌ی تمام بی‌اندازه‌های جهان از زندگی دست کشیده هستم؟ و اگر مکتفی به رنجی که متحمل آن هستم نباشد، دستی به رویم می‌کشد و کابوسی هدیه‌ی خوابم می‌کند. از خواب فراری، از بیداری هراسان. این تمام آن‌چیزی‌ست که شب به من هدیه می‌دهد.
دیگراشتباه‌نمی‌کنم.
ء. /
ای عشق چه در شرح تو جز «عشق» بگویم؟ در ساده‌ترین شکلی و پیچیده‌ترینی..