وطن، خسرویی هستی که همهی ما را حنا میخواهی، سپر میخواهی، جانفدا میخواهی.
خشم و هیاهو | 1394
ترمه
میدویم، حواسمان پرت است، توی شلوغی گم میشویم، در صفحهی گوشی غرق میشویم، در ورقی از یک کتاب، در
وای بر ناامیدانی که ما هستیم. چون انسان ممکن است بتواند از شر طاعون نیمهجانی به در ببرد، اما از شر ناامیدی ممکن نیست جان به عافیت ببرد. جنون، جنون، این مردم دارند دچار جنون نومیدی میشوند و وای بر ناامیدانی که ما هستیم.
هدایت شده از ترمه
انگار جهان بر لبهی تیغی راه میرود: یک سو جنگ، یک سو صلح. هر جا خنجری از غلاف درآمده، دستی هم زخم را بسته. هر جا شهری در آتش سوخته، مردمی همدیگر را از زیر آوار بیرون کشیدهاند. جنگ سایهی دیرینهی انسان است. اما صلح، نوریست که خودش را از میان سایه به دیده میرساند. جنگ، هویتِ همیشگیِ صلح است.
شما نمیتونی به ملتی که فقط حبالوطن منالایمان رو پذیرفتن بفهمونی که اطلبوا العلم و لو بالصین. حالا اگه اطلبوا العلم نبود، اطلبوا التفریح، اطلبوا الزندگی خوب، اطلبوا الآرامش خاطر و دوری از جنگ.
اولینباری که بشر تصمیم گرفت بهجای ابراز مخالفت منطقی از توهینهای پدر مادردار استفاده کنه، زمانی بود که مردم خودشون رو با سنگ میشُستن و عرب نی میانداخت. موجودات تکامل نیافتهی خاطرات داروین.
ترمه
«وَ» در مسیر همیشگیِ مدرسه و کلاس و شلوغی، همانطور که به آدمهایی که انگار بیآنکه بدانند برای چه؟
وَ؛
همین فاصلهی کوتاهی که ماجرا را عوض میکند. همان مکث نیمثانیهای که میان یک جمله و جملهی بعد گیر میافتد. همان لحظهای که اگر بمانی همهچیز میپاشد، اگر بگذری همهچیز میگذرد.
اگر مقصود ایران بود، و مقصود فقط ایران بود، الان دغدغهی به دخترای بدحجاب تذکر بدیم یا ندیم؟ وجود نداشت.
ترمه
اگر مقصود ایران بود، و مقصود فقط ایران بود، الان دغدغهی به دخترای بدحجاب تذکر بدیم یا ندیم؟ وجود ند
اگر مقصود ایران بود، و مقصود فقط ایران بود، شعار مرگبر ضد ولایت فقیه وجود نداشت. همونطور که خود آقای خامنهای به صراحت گفت ممکن است کسی جمهوری اسلامی رو هم قبول نداشته باشه، ولی ایرانی باشه. او هرگز چنین باجهایی نخواهد داد.