اولینباری که بشر تصمیم گرفت بهجای ابراز مخالفت منطقی از توهینهای پدر مادردار استفاده کنه، زمانی بود که مردم خودشون رو با سنگ میشُستن و عرب نی میانداخت. موجودات تکامل نیافتهی خاطرات داروین.
ترمه
«وَ» در مسیر همیشگیِ مدرسه و کلاس و شلوغی، همانطور که به آدمهایی که انگار بیآنکه بدانند برای چه؟
وَ؛
همین فاصلهی کوتاهی که ماجرا را عوض میکند. همان مکث نیمثانیهای که میان یک جمله و جملهی بعد گیر میافتد. همان لحظهای که اگر بمانی همهچیز میپاشد، اگر بگذری همهچیز میگذرد.
اگر مقصود ایران بود، و مقصود فقط ایران بود، الان دغدغهی به دخترای بدحجاب تذکر بدیم یا ندیم؟ وجود نداشت.
ترمه
اگر مقصود ایران بود، و مقصود فقط ایران بود، الان دغدغهی به دخترای بدحجاب تذکر بدیم یا ندیم؟ وجود ند
اگر مقصود ایران بود، و مقصود فقط ایران بود، شعار مرگبر ضد ولایت فقیه وجود نداشت. همونطور که خود آقای خامنهای به صراحت گفت ممکن است کسی جمهوری اسلامی رو هم قبول نداشته باشه، ولی ایرانی باشه. او هرگز چنین باجهایی نخواهد داد.
کسایی که نظریات سکولاری میدادن خودشون غالباً آدمای دینداری بودن. انسانهای دینداری که برای فرار از شبهات و مشکلاتی که نسبت به دین و مسیحیت به وجود اومده بود این حرفها رو میزدن. «شلایر ماخر» به عنوان یکی از اولین نظریه پردازان در بحث هرمنوتیک/ نسبیتگرایی به این نتیجه رسید که با گسترش عقلگرایی در اروپا آرام آرام سوالات دربارهی متن مقدس زیاد شد و شبهاتی راجعبه انجیل به وجود اومد که نمیتونستن بهش جواب بدن. اینها اساساً از سر دلسوزی نسبت به دین و متن مقدس پیرو هرمنوتیک شدن.
ترمه
کسایی که نظریات سکولاری میدادن خودشون غالباً آدمای دینداری بودن. انسانهای دینداری که برای فرار ا
بعدها دکتر شریعتی میگه چرا پروتستانتیس/ جنبش نوگرایی دینی به وجود اومد؟ چرا «مارتین لوتر» بر علیه کلیسا قیام کرد؟ چه اتفاقی در جامعه اروپا افتاد که اینا بر علیه کلیسا و بزرگان مذهبی ابراز مخالفت کردن؟ چون کلیسا کاملا ساحت دین و دنیا رو تفکیک کرده بود. دکتر شریعتی میگه ریشه تاریخیش به اینجا برمیگرده که مردم در اروپا همسایهی مرزهای مسلمان بودند، میدیدن که خودشون درگیر کلیسا و امورات مذهبین و زندگیشون بسیار سخته، ولی مسلمونها همونطور که صدای اللهواکبرشون میاد، مشغول تجارت و زندگی هم هستن. کمکم به این نتیجه رسیدن که دارن به بیراهه میرن، و میشه هم دنیا رو داشت هم آخرت.
آیهی 61 سورهی هود هم به همین اشاره میکنه، که ما دنیا رو گذاشتیم تا شما آبادش کنید. بین جهان دنیا و جهان آخرت تفکیک قائل نشید. بین یهسری از عرفا یه نگاهی وجود داره که دین رو بهمعنای گریز از دنیا معنی میکنه. مثلاً عدهای از سوفیان میگن شما هرچقدر در دنیا بهرهی کمتری داشته باشی اون دنیا بهرهی بیشتری میبری. این نگاه سرشار از ضدیته و برخلاف آیهی قرآنیست که ثابت میکنه آبادانی زمین اولا وظیفهی ماست، ثانیاً عقل معاش ماست، ثالثاً بخشی از خلقت فلسفهی ماست. این چیزی بود که قبل از شکل گرفتن سکولاریسم در غرب در تعالیم کشیشهای مسیحی نادیده گرفته میشد.