eitaa logo
- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
15.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
485 ویدیو
0 فایل
دلهای ما که به هم نزدیک باشد دیگر چه فرق میکند که کجای این جهان باشیم🪴؟ ‌‌شروعِ‌‌ ما : 1401.2.28
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه رو تک نیمکت آسایشگاه می‌نشست . آروم ، بقیه رو نگاه میکرد . اینقدر نگاه میکرد که شب می‌شد میرفت تو اتاقش . یه روز نشستم بغلش گفتم" چیو نگاه میکنی ؟" گفت " آدمارو ." گفتم " منظورت دیوونه هاس دیگ ؟" خندید دستشو کشید بغل لبش " هه ، دیوونه !" گفتم " چیه ؟" گفت " هیچی مزاحم نشو بزار دیوونه هارو ببینم ." گفتم " اصلا ، تو واسه چی اینجایی ؟ بهت نمیاد دیوونه باشی ..." یکم چرخید سمتم " من از همه‌ی اینا دیوونه ترم ." گفتم " اداشونو در میاری ؟! تو که سالمی .. نمیخوای بری بیرون ؟" بلند خندید ،" بیرون ؟ میدونی من برم بیرون چی میشه ؟ همین که اکسیژن خارج از اینجا رو بخوام نفس بکشم دستبند میزنن میبرنم . اینجا خیلی از اتاقای تاریک اونجا بهتره .." متعجب نگاش میکردم ؛ دو تا دستاشو کشید تو موهای یه سانتیش ادامه داد " خب حالا میدونی چرا ؟ چون من ابدو یک روز خوردم . میدونی یعنی چی ؟ یعنی تا یک روز بعد مرگمم باید تو اون خراب شده بمونم ." فقط تونستم زمزمه کنم " چرا ؟" زل زد به روبروش " به خاطره اینکه ک ش ت مش . من نمیخواستمااا ،." صداش خش افتاد .. " بابا من اونو از خودمم بیشتر میخواستم ." چشماش پر اشک شد " میدونی چیکار کرد ؟ هه " بلند شد راه افتاد سمت اتاقش، بلند پرسیدم " اسمت چی بود ؟" گفت " یادم نیست ..." بعدا وقتی داشتم پرونده هارو نگاه میکردم دیدم ، سیاوش طهرانی .. لیسانس ادبیات نمایشی .. قسمت توضیحات بیماری خالی بود ..
- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
دیدمش ندیدمرا، بیشتر دیدمش ندیدمرا .
± دلِ دیگه
- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
± دلِ دیگه
یه شبایی میگیره و توی اوجِ این روزای دلگیر و سیاه ، یادِ دلتنگی هاش میکنه .
- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
اغراق نمی‌کند ، غمش بلندای آسمان را گریان می‌کند .
یادتونه قدیما وقتی یه بچه اذیت میکرد میبردنش تو اتاق ؟! بعد از یقه بلندش میکردن ومیگفتن : ببین بچه پرو ! یه دونه میخوابونم زیر گوشِت ك دفه بعد دیگه از این غلطا نکنی .. بعد ك میخواست گریه کنه میگفتن : صدات دربیاد خفت میڪنما ! میخواستم بگم الان دلم میخواد همونطوری این دلتنگی رو ببرم تو اتاق و یه چك افسری نثارش ڪنم تا دفه آخرش باشه تخس بازی دربیاره .. همینقدر خشن ! همینقدر دلتنگ ..
- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
گاهی اوقات تنها دلیلی که باعث می‌شه کسی که غمگینت می‌کنه رو رها نکنی اینه که اون تنها کسی بوده که تو
امروز برایِ بار نمیدونم چندم بود که فهمیدم رفیقام رفیقم نیستنُ وقتی میخام باشن چطوری پشتمو خالی میکنن . - یادداشت‌هایِ‌یك‌دیوانه