کسی نخواهد دانست که زیر هجوم افکار، چگونه هر تکهام به گوشهای از این اتاق افتاد و صبح بی آنکه همراهی داشته باشم، خود را با زجر جمع کرده و ادامه دادم.
- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
جمال ثریا چقد حال و روز خیلیارو قشنگ توصیف کرده اونجایی که گفته:
دیدم که از دستت عصبانی نیستم
دلشکسته نیستم
قهر نیستم
خلاصه اینکه من دیگر با تو "هیچ چیز" نیستم!
" عجیب نیست . .
یک کتاب بعد از چندین بار خوانده شدن ، چاق تر می شود . !
انگار چیزی لابهلایِ صفحه ها جا میماند
چیزهاییِ مثل ، احساسات ، افکار ، صداها . . "