3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فکر نمیکردم روزی اینقدر پرچم بفروشم!
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ما را در ندای آگاهی دنبال کنید:
@neda_agahi
📖🕊#داستان_راستان 🕊📖
داستان ناامید از رحمت خدا
عبدالله بزاز نیشابوری گفت: بین من و حمیدبن قحطبه معاملهای بود. پس از بازگشت از سفر، مرا احضار کرد. ظهر ماه رمضان با لباس سفر به دیدارش رفتم. وقتی وارد شدم، دستهایش را شست و به من هم گفت دستهایم را بشویم. من هم شستم و فراموش کردم که روزه هستم.
وقتی غذا آوردند، یادم آمد و عقب نشستم. حمید پرسید چرا غذا نمیخوری؟ گفتم ماه رمضان است و من نه مریضم و نه عذر دیگری دارم. شاید امیر عذری دارد؟ حمید گریه کرد و گفت من هم عذری ندارم و مریض نیستم. بعد از غذا، دلیل گریهاش را پرسیدم.
گفت: زمانی که هارون الرشید در طوس بود، شبی مرا خواست. وقتی رفتم، دیدم شمعی روشن و شمشیری برهنه مقابل اوست. پرسید: اطاعت تو از امیرالمومنین چقدر است؟ گفتم با جان و مال. گفت: برو. بار دیگر مرا خواست و همان را پرسید. گفتم با جان و مال و زن و بچه. باز گفت: برو. بار سوم همان را پرسید، گفتم با جان و مال و زن و بچه و دین. خندید و گفت این شمشیر را بردار و هر که را این خادم نشان داد بُکش.
با خادم به خانهای رفتم که درش قفل بود. باز کردیم، وسطش چاهی بود و سه حجره قفلشده. اولی را باز کردم، بیست نفر از اولاد علی و زهرا در زنجیر بودند. خادم گفت باید همه را بکشی. یکییکی آوردم و گردن زدم و در چاه انداختم. حجره دوم را باز کردم، بیست نفر دیگر علوی بودند، همه را کشتم.
حجره سوم را باز کردم، باز بیست نفر علوی بودند. نفر آخر پیرمردی بود که گفت: وای بر تو، فردای قیامت نزد رسول خدا چه عذری داری که شصت نفر از اولادش را بیگناه کشتی؟ بدنم لرزید، اما خادم با غضب نگاهم کرد و ترسانیدم. پیرمرد را هم کشتم و در چاه انداختم.
بعد گفت: کسی که شصت نفر از اولاد رسول خدا را کشته باشد، روزه و نماز چه سودی برایش دارد؟ من یقین دارم که تا ابد در آتش هستم، برای همین ماه رمضان را روزه نمیگیرم.
نقل است وقتی حضرت رضا(ع) به خراسان آمد، عبدالله این ماجرا را برایش تعریف کرد. حضرت فرمود: وای بر او، همان ناامیدی او از رحمت خدا از کشتن آن شصت نفر هم بدتر است.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ما را در ندای آگاهی دنبال کنید:
@neda_agahi
🛑 اینکه رهبری به پویش جانفدا اشاره کردن نشون میده این عدد پویش خیلی مهمه
اگه تا الان ثبـــتنام نــکردید👇
🇮🇷 janfadaa.ir
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وطن فروشی و وطن دوستی حالا خط باریک روشن مثل روزی داره که برای هر کس قابل تفکیک هست. تو میتونی بزرگ شده فرانسه باشی و در جنوب فرانسه اینطور عشق به میهن را معنا کنی و در قلب تهران باشی و جز خیانت به وطن را معنا نکنی🇮🇷
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ما را در ندای آگاهی دنبال کنید:
@neda_agahi
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دردا که چه شبها ..که چه شبها
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ما را در ندای آگاهی دنبال کنید:
@neda_agahi
اپلیکیشن «تنگه من»😁
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ما را در ندای آگاهی دنبال کنید:
@neda_agahi
Timer|تایمر
اپلیکیشن «تنگه من»😁 ┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄ ما را در ندای آگاهی دنبال کنید: @neda_agahi
دوستان کسی اگه می تونه به دست ترامپ برسونه
تو این روز ها خیلی نیاز داره بهش!😉
خونشوری میناب به سبک مسیح علینژاد
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ما را در ندای آگاهی دنبال کنید:
@neda_agahi
🖼نیش بزنی، منفجر میشی!
این بار دست برتر رو ایران داره
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ما را در ندای آگاهی دنبال کنید:
@neda_agahi
📖🕊#داستان_راستان 🕊📖
💠 ماجرای توبهٔ سخت نزد امیرالمومنین(ع)
🔹روزی حضرت امیرالمؤمنین(ع) در جمع اصحاب خود نشسته بود که مردی بر ایشان وارد شده و به حضرت گفت: ای امیرالمؤمنین من مرتکب عمل شنیع لواط گشتهام و میخواهم از این کار توبه کنم. به نزد شما آمدهام تا مرا از آلودگی این گناه پاک نمایید.
🔹حضرت فرمود: ای مرد به خانهٔ خود برگرد زیرا ممکن است که تو -واقعاً- مرتکب این عمل نشدهای بلکه دچار خیالات گشتهای.
🔹آن مرد به خانه خود برگشت و صبحگاه فردا دوباره به نزد امیرالمؤمنین(ع) آمده و اقرار به گناهش کرد.
🔹حضرت نیز بار دیگر همان جواب قبل را به او دادند.
🔹این اتفاق برای سومین روز هم اتفاق افتاد. در روز چهارم بار دیگر آن مرد به نزد امیرالمؤمنین آمده و اقرار خود را تکرار کرده و به ارتکاب این عمل شنیع اعتراف نمود و از ایشان خواست تا او را مجازات نماید.
🔹بدین ترتیب این مرد ۴ بار به این امر اقرار کرده و اعتراف نمود و اجرای مجازات را برای خود از حضرت امیرالمؤمنین(ع) درخواست کرد.
🔹در این هنگام حضرت به او فرمود: پیامبر(ص) برای این عمل ۳ نوع مجازات را مقرر فرمود.
🔹اینک تو یکی از آنها را برای خود انتخاب کن: ۱.گردنزدن با شمشیر ۲.پرتکردن از بالای کوه در حالی که دستوپای مجرم بسته شده است ۳.آتش زدن.
🔹آن مرد گفت: کدام یک سختتر و شدیدتر است؟ حضرت فرمودند: آتشزدن. مرد نیز این روش را انتخاب کرد.
🔹سپس حضرت به آن مرد فرمود: خود را برای مجازاتی که انتخاب کردهای مهیا ساز و لوازم آن را نیز آماده کن.
🔹آن مرد گفت: آماده میکنم. سپس ۲ رکعت نماز بهجای آورده و پس از تشهّد و سلام گفت: خدایا من مرتکب گناه شنیعی گشتهام و از ارتکاب این گناه پشیمان و نادم و از مجازات آن در روز قیامت بیمناک هستم.
🔹به همین خاطر به نزد وصی رسول تو آمدهام و از او خواستهام تا مرا از آلودگی این گناه پاک گرداند.
🔹و او مرا در انتخاب یکی از ۳گونه مجازات مخیر نموده است.
🔹بار خدایا من سختترین و شدیدترین مجازاتها را برای خود انتخاب کردهام.
🔹بار خدایا از تو میخواهم تا این مجازات را کفّاره گناهم قرار دهی و مرا به آتش دوزخ در روز قیامت نسوزانی.
🔹سپس این مرد در حالی که میگریست از جای خود برخاست و خود را به گودالی که برای سوزاندن او مهیا شده بود و آتش از آن زبانه میکشید رساند و در وسط آن نشست.
🔹در این هنگام حضرت و یارانش گریستند.
🔹سپس امیرالمؤمنین(ع) رو به آن مرد کرده و در حالیکه در آتش میسوخت به او فرمود: ای مرد تو با این کار ملائکهٔ آسمان و زمین را به گریه واداشتی و خدای متعال توبه تو را پذیرفت.
🔹اینک از جای خود برخیز و از گودال آتش بیرون بیا و عهد بنما که از این پس مرتکب این گناه نخواهی شد.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ما را در ندای آگاهی دنبال کنید:
@neda_agahi
پلاک شناسایی سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی به همراه یکی از آخرین دستنوشتههای شهید:
«دنیا چیز بدی است چون اگر همه را هم بهدست بیاوری چیزی بهدست نیاورده ای
اما این حسن دنیا هم هست، چرا که اگر کل آن را هم از دست بدهی چیزی را از دست ندادی»
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
ما را در ندای آگاهی دنبال کنید:
@neda_agahi