دستم به تایپ نمیره...
انگار همهی جونم با این داغ یخ زده...
مغزم دیگه نمیکشه...
هرچی میخوام خودمو جمع کنم، فکرم هزار تیکهس...
هی مینویسم هی پاک میکنم..
کلمه پیدا نمیکنم، این درد رو توصیف کنه
یه غمی افتاده رو دلم که نمیتونم وصفش کنم...
داغ پدر چقد سخته..
کمر آدمو میشکنه..
انگار همچی تو از دست میدی
یه تکیهگاه، یه پناه، یه دلگرمی...
غمِ نبودنِ امامم داره نفسمو میبُره...
هرچی میگذره بیشتر میفهمم چه داغ سنگینی رو دوش همهمونه...
نمیدونم...
فقط حس میکنم یه چیزی توی وجودم شکسته...
یه جوری که انگار هر لحظه ممکنه قلبم از این همه غصه، از تپیدن خسته شه...
خدایا فقط خودت به دلامون صبر بده...
سید رضا نریمانینماهنگ امام شهید 320.mp3
زمان:
حجم:
15.4M
شهیدِ تشنه لب
امام روزهدارِ من...
از پست گذاشتن، استوری کردن، نوشتن یا حتی یه لایک برای امام شهید نترسید...
نترسید یه عده آنفالو کنن، ممبراتون کم بشه یا فحشتون بدن...
برای مردی که عمرش رو پای این مردم گذاشت، اگه ما هم چند تا فحش بخوریم یا یه عده ازمون ناراحت بشن، چیزی ازمون کم نمیشه...
بعضی وقتا دفاع از حق، فقط با اسلحه نیست؛
گاهی با یه پست، یه استوری و سکوت نکردن هم میشه کنار حق ایستاد...
حاجقاسم تو وصیتش گفت:
«خامنهای عزیز را عزیزِ جانِ خود بدانید...»
کاش حقِ این سفارش رو بهتر ادا میکردیم!!
خیلی سخته...
تشییع همسر آدم باشه، اما خودش نتونه
توی اون تشییع حضور داشته باشه...
این روزها دلم برای امام خامنهای میسوزه...
خیلی مظلومه...
برای آرامش قلب آقامون صلوات بفرستید،
صدقهای بدید و آیهالکرسی رو زیاد بخونید..
خدا دلشون رو آروم کنه و سایهشون رو بر
سر این ملت حفظ کنه...
یه جایی تو زیارت عاشورا میخونیم:
«هذا یومٌ فرحت به آلُ زیادٍ و آلُ مروانَ بقتلِهم الحسینَ علیهالسلام...»
این حس تلخِ هلهله و شادی دشمن رو،
ما ۹ اسفند تجربه کردیم..
میگن تهران کشش این همه جمعیتو نداره،
و جمعیتی بیشتر از چیزی که فکرشو میکنن وارد تهران میشن...
ولی یه چیزو یادشون رفته...
اگه خدا بخواد عزت بده، هیچکس نمیتونه جلوشو بگیره...
﴿وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ﴾
هر کی رو خدا بخواد، عزیز میکنه...
#امام_شهید