eitaa logo
تینـاࢪ'نوشتـــ
469 دنبال‌کننده
999 عکس
849 ویدیو
6 فایل
حرفام مخاطب خاص نداره - شوخی‌هام رو جدی و جدیام رو شوخی نگیرید.. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_h9y1jxo&btn= اینجا پیام بدید...
مشاهده در ایتا
دانلود
خودم اصلا علاقه‌ی به نگهداری هیچ حیوانی ندارم.. نه پرنده،نه چرنده،نه خزنده و....
نه اینکه حیوانی رو دوست نداشته باشم اصلا و ابدا... بلکه نگهداری مسئولیت میاره، وقتی علاقه نباشه خیلی سخت می‌شه.. حیوانات باید تو طبیعت باشن، نه تو چاردیواری... همونطور که خونه برای ما امنیت داره و ما برا مدت طولانی نمیتونیم تو طبیعت باشیم... طبیعت هم برای حیوانات حکمِ مکانِ امن رو داره...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یه پهپادِ جاسوسی،دیشب قصدِ ورود به حریمِ آسمان ایران رو داشت که دلاورمردانِ امنیتِ کشورمون،منهدمش کردن...
همون رسانه‌ها و جماعتی که رفتنش را جار زدن،وقتی پای عشق او به ایران و بازگشتش وسط آمد،خفه خون گرفتن..!!
توحش و خباثت اسرائیل آشکاره، اما پشت هر جنایتی،حمایت‌هایی هست که اجازه می‌ده،این حملات ادامه پیدا کنه و هزینه‌ها و پیامدها رو می‌پذیره... بخشی از مسئولیت این حملات به اون‌هایی برمی‌گرده که سکوت می‌کنن، توجیه می‌کنن یا رسما حمایت می‌کنن... بدون این حمایت‌ها، آیا اسرائیل جرئت داشت این همه خون بریزه؟!
نمیدونم چند نفر مثلِ من فکر می‌کنن… اما من اگه هزار بار دیگه هم به دنیا بیام، باز هم همین پدر و مادرمو انتخاب می‌کنم؛ بی‌هیچ تردیدی،با تمامِ جان و دل...
هر بار که میرم قبرستون،همیشه این فکر توی سرم می‌چرخه؛ "هیچ‌چیزی ترسناک‌تر از اون لحظه‌ای نیست که توی یک جای تنگ و تاریک، بخوای تنها بمونی،اونجاست می‌فهمی دیگه نه می‌تونی ببخشی،نه می‌تونی برگردی و نه جبران کنی. همین فکر،خودش از هر ترسی بزرگ‌تره..."
تینـاࢪ'نوشتـــ
هر بار که میرم قبرستون،همیشه این فکر توی سرم می‌چرخه؛ "هیچ‌چیزی ترسناک‌تر از اون لحظه‌ای نیست که توی
امروز صحنه‌ی کندن یک قبر رو دیدم… یه لحظه انگار زمان ایستاد... یه ترس عجیبی ته دلم نشست… همه‌چیز یادم اومد؛ که آخرش همین‌جاست، اینکه یه روزی هم نوبت منه و هیچ‌کس نمی‌تونه جلوشو بگیره...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر کاری بخوان انجام میدن.. بعد غر میزنن تو جمهوری اسلامی آزادی ندارن..!!😏
رفتم سوپری، فروشنده‌ای اونجا بود که ساکتِ زبان بود.. خواستم با اشاره منظورمو برسونم، که دیدم با دقت نگاهم می‌کنه و همه‌چیو می‌فهمه… برام جالب بود، چون تا حالا هر کیو دیدم که نمیتونه حرف بزنه،معمولاً ناشنوا هم بود...