تینـاࢪ'نوشتـــ
کسی چه میدونه،شاید الان یکی داره راجبت با خدا حرف میزنه و میگه؛ 'آخیش ،شکرت که از زندگیم حذفش کردی.
کسی چه میدونه..
شاید ما را گذاشته بود خدا برای نقشِ بد،
همون که قصه رو زهر میکنه،
همون که دلها رو میشکنه
و خاطرهها رو تلخ میکنه.
اما رفتنمون،خودش مهربونی خداست..
شاید بدون ما،
زندگیش آروم بشه..
و خدا خواست حذف بشیم
تا جا برای اومدنِ آدمای امنِ جدید باز بشه..
تا وقتی مسئولی مثل وزیر جهاد کشاورزی،
کنترل قیمتِ محصولاتِ یلدایی رو میسپاره
به وجدان و انصافِ فروشنده،
نباید انتظار داشت که این مسئولین بیعرضهی فشل،
به فکرِ سفرهی مردم باشن...
همانطور که سواره نمیفهمه حال پیاده رو،
مسئول خرفتِ شکمباره که دردِ اقتصاد نداره
هم اوضاعِ مردم رو درک نمیکنه..
مادربزرگ خدا بیامرزم همیشه به پدرم و خواهرام نصیحت میکرد:
«برای پسراتون زود زن بگیرید…زن گرفتن گرون میشه»
اون موقع به حرفش میخندیدم و فکر میکردم داره شوخی میکنه..
حالا،با این گرانی طلا و سکه و هزینههای سرسامآور از خواستگاری تا ازدواج، تازه میفهمم منظورش چی بوده…
و باید اعتراف کنم،واقعا حق با ایشون بود...
۵۰ میلیارد تومان وثیقه،برای آزادی موقتِ قاتلانِ آرمان علی وردی؟!!…
عدالت کجا ایستاده وقتی پول،راه آزادی رو باز میکنه؟
چه کسی پشت ایناست؟!این قاتلان از چه قشری هستن که میتونن همچین وثیقهی میلیاردی رو تامین کنن..؟!!
و اگر فرار کنن،چه کسی پاسخِ دلِ شکستهی مادرِ آرمانِ عزیز رو میده؟
حالا که پاییز داره نرمنرمک به یغما میره
تازه هوا یادش افتاده؛
"عه پاییز بود و پاییزی نکردم.."
اعصاب،حوصله و ذوقی که مادرم برای
صحبت کردن با تک تک افراد خانواده داره
رو دوست دارم...
تینـاࢪ'نوشتـــ
ما زیر فشار اقتصادی داریم له میشیم.. اونوقت دختر و دامادِ پزشکیان درگیرِ بازدید از یک فروشگاهِ لباسِ
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرگز حرفای قشنگِ پزشکیان به عمل نمیرسه...😏