انقدر با مذاکره کشور رو خفیف کردن
انقد پالس ضعف و ترس فرستادن
دشمن هر وقت حوصلهش سر میره
یه لگد میاد مارو میزنه و میره..
ما کجا انقدر راحت میخوردیم؟!!
یادتون میاد
وقتی میگفتیم
#امنیت_اتفاقی_نیست
خیلیا باورشون نمیشد،
میخندیدن،
میگفتن:کدوم امنیت ، از چی حرف میزنید؟
اما بعضی چیزا
وقتی هستن، دیده نمیشن...
وقتی از دست میرن،
اوج معنیشون معلوم میشه..
ما الان کنار خانوادهمونیم،
تو خونههامون،
تو خیابونهامون،
تو روزمرگیهامون،
آروم زندگی میکنیم...
و شاید کمتر به این فکر کنیم که
پشت همین آرامش،
پشت همین نفس راحت،
دلهایی هستن که نگرانن،
قدمهایی هستن که میجنگن،
و آدمهایی که
برای اینکه ما امنتر زندگی کنیم،
از خودشون گذشتن..
امنیت،
چیزی نیست که خودش بیاد و بمونه...
برای موندنش،
خیلیها بینام و بیصدا
هزینه دادن و بعد از این هم خواهند داد..
تینـاࢪ'نوشتـــ
«آقای کشوردوست»
خیلی برام سخت بود در مورد این عکس مطلب بزنم..
این تصویر جدیدی از آقاست که
خامنهای داتآیآر گذاشته..
همیشه آقا رو با عکسهای رسمی دیدم
با عمامه و عبا و چفیه به دوش ..
دلم تنگ شده برای زیرنویس تلویزیون که بنویسه اقا امروز سخنرانی داره..
دلم تنگه برای اون لحظهای که جلوی دوربینها حاضر میشدی و دستتو برامون بلند میکردی...
من دلم تنگ شده برای همون تصاویر رسمی که از خبرگزاریها و قاب تلویزیون پخش میشد..
دلم میگیره از دیدن تصاویری که دیگه محرمانه نیستن..
مهمان برنامه تعریف میکرد
وقتی وارد حسینه میشدم و حضرت آقا سخنرانی داشتن..
برام عجیب بود میدیدم خیلی از مقامات تا آقا رو میدیدن که وارد میشد خودشون رو ب چیزی مشغول میکردن یا به جای دیگه نگاه میکردن که جلوی پای آقا بلند نشن...
آقای ما اینقدر غریب و مظلوم بود..
تینـاࢪ'نوشتـــ
مهمان برنامه تعریف میکرد وقتی وارد حسینه میشدم و حضرت آقا سخنرانی داشتن.. برام عجیب بود میدیدم خی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا