بعضی دخترا رو تو خیابون میبینم،
باورم میشه مجرد بودن نه فقط یه گزینه،
بلکه هدیهی الهیه!🦦
یه سرمای عجیب و غیرقابل تحمل تو بدنمه…
خدا کنه عفونت نباشه…
آخرین بار که این حسو داشتم،چند روز تو بیمارستان بستری شدم…
آدمای نصف و نیمهی زندگیمو میبخشم تا ذهن و قلبم سبک شه و بتونم صفحهی بعدی زندگیمو ورق بزنم.
وگرنه، اگر یه روز چرخ گردون اشکاشو دربیاره،تو اوج دویدن
به بنبست برسه یا جایی که انتظار نداره کسی اونو جا بذاره،
هیچ جوری دلم نمیلرزه:)
انقد هواپیما از روی خونهمون رد میشه
انگار ما تو نقشه،
به جای خونه،اشتباهی باند فرودگاه ثبت شدیم!👾
میگفت: لعنت به من که نجابت و وقارِ همسرمو ازش گرفتم با اصرار من چادر رو برداشت،الان نه من آرامش دارم،نه او جنبهشو...