﮼ايکــٰآش فکرت هم میرفت!﮼
میدونی چیه؟ اینروزا که تو نیستی، هیچ چیز نیست!
یعنی.. اصلا.. چطوری بگم تا متوجهش بشی؟!
تو نیستی حوصلهم نیست؛ اعصابم نیست؛ قشنگیِ
دنیام نیست؛ چآیی خوشرنگ نیست؛ بستنی خوشمزه
نیست؛ ولی در عوض یه سری چیزا هم هست!
میدونی چیا هست؟!
کنارهگیری و گوشهگیریم هست؛ جنگِ اعصابم
هست؛ هوا یا انقدری سرد هست که تا مغز استخونِ آدم،
میلرزه و یخ میزنه یا انقدر گرم و اذیتکنندهست،
که واسه آدم نفس نمیمونه؛ فکرت هست، فکرت هست،
فکرت هست.. آخ امان از فکر و خیآلت..
نبودنت مثلِ اینه که:
"از بیرون خسته بیای خونه ببینی ناهآر سوپِ؛ گوشیتُ بزنی
شارژ و بعد یک ساعت بیای ببینی درست چک نکردی و شارژ
نشده؛ رویِ کتابِ موردعلاقهت چآی بریزه؛ همهیِ عکسایِ
گوشیت پاک بشن و عکسایِ اون هم جزوشون باشه؛ اصلا
همونوقتا که مامان حالش خوب نیستُ توِ ۵ ساله نمیدونی باید چیکار کنی واسه مامان تا حالش خوب بشه!"
همونقدر تلخ و آزاردهنده..!
امشب از اون شباست که هی دلت میره سمتِ چیزایی که نباید و تو؟
موندی بینِ دوراهی که تو بد کردی یا بقیه؟!
تـینـٰار.
امشب از اون شباست که هی دلت میره سمتِ چیزایی که نباید و تو؟ موندی بینِ دوراهی که تو بد کردی یا بقیه
از اون وقتا که هی فکر میکنی و لب برمیچینی تا مبادا گریهت بگیره، شام نمیخوری، درس نمیخونی، حرف نمیزنی؛ حوصله چی؟!
اونم نداری.
در سکوت زل زده بودم به تو؛ به آن معـاشقهی عاشقانهات
با بادُ خورشید؛ به پیچ و تابخوردن آن موهای خرمایی در
هم و رقص دلبرانهشان زیرِ نورِ زردِ خورشید..
به تو مینگریستم و ذهنم هزاران جا به پرواز در آمده بود؛
جاهایی که پا به پایم آمده بودی و لحظهبهلحظهشان
را در قلبم حکاکی کرده بودم!
زیرِ درختِ بیدِ مجنون و بارانی که تازيانه میزد بر سر و
صورتمان و اما تو.. تویی که تماما محوت شده بودم.
محوِ آن نگاهِ براق و آن چشمانِ دلبر؛
"تصدقِ دو چشمانت؛ دلتنگ شدهایم.. وقتِ دیدار نرسیده؟!"
کنار باغچهی خانهمان، دلبری و خودنمایی تو و گلهای بابونه،
تصویری همیشگی را نزدِ قلب و ذهنم جا گذاشت..
بوستانِ قدیمی، درست با همان غرورِ زیرپوستی، پا
روی پا گردانیده و کنار شمشادهای سبز رنگ؛ باز هم طنازی و دلبری!
و اما حال؛ کنار دریایی بیکران، با آن آبیِ تمام ناشدنی و تو؛
با آن موهای لخت و باد و نورِ خورشید؛ همه و همه دست به
دست یکدیگر دادهاند تا مرا مجنونِ تو سازند.
دیوانهی تو؛ تا بشوم مجنون و دستِ مجنون دیرینه را از
پشت بندم؛ تو شوی لیلای منِ مجنون؛ شیرین منِ فرهاد؛ آیدایِ منِ شاملو و تویی برای من..(:
`تـینـٰار|Tinar`Alireza Ghorbani - Dar Zolfe To Avizam (320).mp3
زمان:
حجم:
11.3M
بیمست که سودایت، دیوآنه کند ما را..
_با احتیاط و در خلوتِ خویش گوش دهید!