به یآد خواهم داشت؛ هنگامی که در مرزهایِ نابودی به سر میبردم و تو؟
خود را برتری دادی و مرا رها کردی..
به خاطر خواهم سپرد..
پیاپی دلتنگت میشوم. میانِ مرزِ کدامین کشور قرار گرفتهای؟ میخواهم به دیدارت بیایم..
پشتِ پلكهایم تویی، پشتِ دردهایم تویی، پشتِ لبخندهایم تویی و پشتِ انحنایِ لبخندم تویی..
راهِ نفس کشیدن برایِ سینهاش، همچو خیابانِ مسدودشده
به سببِ بارش سنگین برف، بسته شده بود..
به اطراف نگاه میکرد و دستش را به گلو گرفته بود، گویا به
دنبالِ چیزی میگشت که به وسیلهی آن نفس بکشد؛ اما دریغا..
غدهی گیرکرده در گلو، به قصدِ شوم آنجا لانه کرده بود، به قصدِ مرگ..
صدایِ عزیز رفته، در گوشهایش طنینانداز میشد ولیک،
قدر ارزنی از تنگدلیاش کاسته نمیشد..
گویی تنها عطرِ پیراهنِ آبی رنگش، استخوانهایِ
برجستهی دستانش و قدِ رعنایش میتوانست از اندوهِ این هجران بکاهد..
گویی تنها دستانِ گرمِ مهربانِ بوسیدنیاش، از غمِ این فراغ میکاست..
اما کجاست؟..
کجایی ای رفته از دستم؛ کجایی؟..(:
[جزئیآت]
از جزئیات برایم بگو؛ از ریزترینهایی که از 'ما' به یآد داری.
بیگمان تو را خواهم پرستید!
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا جآنم؛ کارِ اینروزهایم حسادت است به زائرانت..
اندوه است که به دلم رخنه کرده و دلتنگیست که در دلم خانه کرده..
⌝همه دارند به پابوس شما میآیند؛
طبق معمول، منِ بیسر و پا جاماندم.. ⌞
درود اهآلیِ ایتا؛
|تـینـٰار| قصد داره هدایایی واستون تدارک ببینه🌝.
جهتِ دریافت هدیه؛
⊰این پیام رو در چنلتون فوروارد کنید.
⊰لینکتون رو اینجا قرار بدید.
⊰از بینِ اعداد ۱ تا ۲۰۰، عددی رو انتخاب کنید تا متنی از کتابِ [۳۶۵روزبدونتو] بهتون تعلق بگیره.
⊰همچنین اسمتون رو بگید تا عکسهایی هموایب با نآمِ زیباتون، براتون ارسال بشه.
ظرفیت؟ به همه میرسه💘
اینجا به انتظار بنشینید✨️.
دوستدارِ شما: وارِش🌿🌝