eitaa logo
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب🇮🇷
5.8هزار دنبال‌کننده
901 عکس
112 ویدیو
0 فایل
🌱طیطه یعنی بانوی محترمِ صاحبِ منزلت مثل بانوی ایــــــرانی🇮🇷 ❣اینجا دفترچهٔ روزمره‌نویسی‌های طبیبِ مفتخر به مقام «مادری» هست که اومده به شما مشاورهٔ سلامتی بده. ارتباط با من: @Titeh_admin نوبت مشاوره: @visit_h_njhad
مشاهده در ایتا
دانلود
. 📌 کاهش نقش آش‌ها و آب‌پزها درتغذیۀ روزانه : 🌱بسیاری از غذاهای سنتی که با طبع معتدل (مانند انواع آش‌ها و شورباها) و حرارت ملایم پخته می‌شدند، جای خود را به غذاهای با حرارت بالا (مانند سرخ کردنی‌ها) داده‌اند. 🔺این غذاها باعث خشکی بدن شده و مزاج طبیعی معده و بدن رو به هم می‌ریزه، و وقتی غذای ناسالم به معده و کبد می‌رسه، خون کثیف تولید میشه و باعث غلظت خون و جوش صورت و یبوست و بیماری های مختلف معده میشه. 👌 . .
. 🌱خیلی وقت بود میدون نیومده بودیم انشاءالله سعی می‌کنیم تا حد امکان بیایم حتما شما هم برید حس خوب داره 😍 .
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب🇮🇷
. #هواتو_دارم 🌱آقا مرتضی گفت: «اگه ما با هم ازدواج کنیم، هیچ‌وقت با هم کربلا نمی‌ریم! اجازه می‌د
🌱با جدی شدن موضوع خواستگاری، بحث در خانه ما هم جدی‌تر شده بود. اشکال اصلی بابا با سن آقامرتضی بود. حتی روی نداشتن کار و سربازی نرفتنش هم ایرادی نداشت. حتی اینکه من زودتر از دو خواهر بزرگ‌ترم بخواهم ازدواج کنم، هیچ حساسیتی وجود نداشت. 🌱می‌گفت: «دخترم، مرتضی سنی نداره‌ها! همه‌ش بیست سالشه. گرم و سرد زندگی رو نچشیده.» 🍃آدم توی این سن اکثر تصمیماتش از روی احساسه، نه منطق. این پسر تازه پاش به دانشگاه باز شده. اگه بعد از چند سال که بزرگ‌تر و پخته‌تر شد و چند تا آدم دیگه رو دید و اومد گفت من توی انتخابم اشتباه کردم، من کس دیگه‌ای رو می‌خوام، اون وقت تو می‌خوای چی کار کنی؟» 🌱به بابا گفتم: «آینده رو که هیچ‌کدوم ما ندیدیم. به هر حال، هر زندگی‌ای معلوم نیست که تهش چی می‌خواد بشه، ولی من همین چند جلسه که با آقامرتضی صحبت کردم، فهمیدم ذات خوبی داره. 🍃 از رفتارش مطمئن شدم که می‌تونه مرد زندگی باشه. می‌شه بیشتر اعتماد کرد. خانواده‌ش هم که همراهن. ان‌شاءالله مشکلی پیش نمیاد.» 🌱بابا که انگار راضی‌ نبود من را به این زودی به خانه بخت بفرستد، بی‌پرده گفت: «مرتضی پسر خیلی خوب، خیلی مؤدب، خیلی آقا، تو هم باهاش صحبت کردی قبولش کردی، ما هم که خانواده‌اش رو می‌شناسیم، خانواده خوب، باتقوا. این‌ها همه قبول، ولی وضعیتش همینی هست که تا حالا دیدی. این پسر فعلاً باید درس بخونه. سربازی هم نرفته و هیچ درآمدی از خودش نداره؛ یعنی تا سر کار نرفته، تو نباید هیچ توقعی ازش داشته باشی.» .
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب🇮🇷
#هواتو_دارم 🌱با جدی شدن موضوع خواستگاری، بحث در خانه ما هم جدی‌تر شده بود. اشکال اصلی بابا با سن
🍃خونه بابات نیست بخوای هر روز یه جور پوششی یا برات خدمه بگیریم که کارهات رو انجام بده.» 🍃درحالی که عرق حیا روی پیشانی‌ام نشسته بود، گفتم: «بابا، من آقامرتضی رو همین شکلی که هست با همه این شرایط قبول کردم. سعی می‌کنم باهاش کنار بیام تا اون هم کار و درآمدش سر و شکل بگیره. حواسم هست وضعیت الانش چه جوریه.» 🍃بابا که انگار انتظار نداشت این سماجت را از من ببیند، تشر زد و گفت: «دِ آخه حواست نیست دختر! من تو رو می‌شناسم. می‌دونم اهل بریزوبپاشی. حواست به خرج زندگی نیست. می‌خوام بهت واضح‌تر بگم. مرتضی شاید تا مدت‌ها درآمد بالایی نداشته باشه. تو هم باید بدون توقع باهاش شروع کنی.» 🍃پدرم گفت: «پس فردا گفت خونه نداریم، باید بریم مستأجری، نگی نه؛ من تا به حال پدرم خونه مستأجری نرفته پس من هم نمی‌رم. حتی اگه گفت باید بریم زیر پل عابر پیاده توی چادر زندگی کنیم، باید قبول کنی؛ چون تو با همین وضعیت قبولش کردی.» 🍃به پدر حق می‌دادم نگران باشد. این بی‌پرده حرف زدنش برای این بود که من را مثل کف دست می‌شناخت. می‌دانست که من دختر دست‌به‌خرجی هستم و لای پر قو بزرگ شده‌ام. می‌دانست که سر یک ماه، کلی خرج جورواجور می‌تراشم و این تصمیمم از نظر بزرگ‌تر با تجربه‌ای مثل بابا یک ریسک کامل بود. 🍃سر موضوعات مالی، خواهرها و مامان هم خیلی نگران بودند. می‌گفتند زندگی که شوخی نیست؛ خرج و مخارج دارد، برو و بیا دارد، ماشین می‌خواهد، خانه می‌خواهد، وقتی این چیزها جور نباشد، خودش باعث مشکل و عدم تفاهم و دعوا می‌شود . . . .
. 🌱یکشنبه‌ست و چه خوب که خدا دوباره یه صبحِ تازه جلوِ رومون گذاشته؛ 🍃 پر از فرصت برای لبخند، برای خبرهای خوب و برای اتفاقایی که دلمون رو گرم کنه ❤️ 🌱خدایا خودت هوای امروزِ ما رو داشته باش ☺️ 🌱یکشنبه‌تون پر از خیر، برکت و دلخوشی .
. 🌱روز بخیر 🍃من از صبح مشغول تدریس خصوصی هستم فعلا هم ادامه داره، 🍃یه بنده خدایی هست، گفت که دوست دارم دوره مقدماتی رو زود یاد بگیرم برا همین براش کلاس خصوصی گذاشتیم و چند ساعتی در هفته باهم کلاس داریم که زود پیش بریم و تموم کنیم👌 .
. باد و بارون دیروز، انقد آسمونِ امروز رو زیبا کرده که حد نداره😍 .
. 🌱اومدم خونه عروسی که ماهِ پیش عروسیشون بود. خونه نو خیلی قشنگه😍 .
. خوراکی بخوریم یا خجالت ☺️ .