eitaa logo
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب🇮🇷
5.8هزار دنبال‌کننده
901 عکس
112 ویدیو
0 فایل
🌱طیطه یعنی بانوی محترمِ صاحبِ منزلت مثل بانوی ایــــــرانی🇮🇷 ❣اینجا دفترچهٔ روزمره‌نویسی‌های طبیبِ مفتخر به مقام «مادری» هست که اومده به شما مشاورهٔ سلامتی بده. ارتباط با من: @Titeh_admin نوبت مشاوره: @visit_h_njhad
مشاهده در ایتا
دانلود
. سلام از کلاس تخصصی ماساژ 😊 ‌.
صبحانه سر کلاس 😋 حلوا و خوراکی های طبی هم داشتیم ولی فوری تموم شد 😁
فردا شنبه (۴۰۵/۷/۲۵) ویزیت با خانم حسین نژاد میباشد از ساعت ۱۱ تا ۱۸ برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو وقت، ازطریق پیام‌رسان ایتا اقدام فرمایید. 📞09026480537 💬@Visitpardisan
دوستان عزیزی که نوبت حضوری می‌خواستن فردا انشاءالله در خدمت هستیم
. امروز کلی مریض ماساژی داشتیم، دیگه دستی برام نمونده 😮‍💨🥴 🌱تازه راه افتادیم سمت قم فردا انشاءالله پر انرژی میام پیشتون ❤️ .
. 🍂بدون حضورخدا جایی نرو.. به خیالت که به آبادی میرسی؟؟ نه رفیق!! چراغی که درسیاهی میدرخشد، چشم گرگ است. 🍂هرکجا لرزیدی، از سفر ترسیدی فقط آهسته بگو : 🌱من خدا را دارم . سلام 🤗 اول هفته به خوبی و سلامتی .
. من مشغول ویزیت هستم میام در مورد تغذیه نوجوان ها باهم صحبت می‌کنیم 😊👌 .
. آخرِ بدو بدو های امروز رسید به تجمعات شبانۀ محل 👌 .
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب🇮🇷
. #هواتو_دارم 🌱در این میان بدترین برداشت ممکن این بود که خیلی از اطرافیان فکر می‌کردند این تغییر
. 🌱من هم که به موازین خانوادگی پایبند بودم، میگفتم من که توقعی ندارم، ولی خیلی از جاها توی همسایه و فامیل زشته اگر بنر نزنیم. 🌱دست آخر رفت یک بنر خوشامدگویی با جملهٔ «زیارت گوارای وجودتان» چاپ کرد؛ بدون هیچ اسم و نشانی. هرکدام از ما یا خانواده که به زیارت می‌رفتیم، همان بنر را نصب می‌کرد؛ فرقی هم نداشت که کربلا رفته باشیم یا مکه، پدر رفته باشد یا مادر یا خواهر!😂 🌱یک هفته از برگشتن من نگذشته بود که مرتضی هم با بچه‌های مسجد صفا به حج عمره اعزام شد. جدا از معنویت و حال‌وهوای خاصی که این سفر برای مرتضی داشت، بیشتر خاطراتش برمی‌گشت به صحبت با وهابی‌ها در بقیع و مسجدالنبی که چند باری با آن‌ها بحثشان شده بود و با استدلال‌های قوی حسابی از خجالتشان درآمده بود. 🌱بعد از سفر حج، رضایت دادم دیگر حلقهٔ پلاتین را نیندازد. اوایل، هرچه به گوشم خواند که «انگشتر عقیق ثواب داره. یکی از نشونه‌های شیعه، انداختن انگشتره. آخه این حلقهٔ پلاتین چه اثر و ثوابی داره؟» 🌱برایم این حرف‌ها مفهومی نداشت و خیلی حساس بودم که حتماً حلقه دستش باشد؛ اما حالا که چند ماه گذشته بود، دیگر آن حساسیت سابق را نداشتم. از همان موقع، همیشه مرتضی یک انگشتر عقیق که حرز امام جواد علیه‌السلام هم داشت، به دستش می‌انداخت. چون در احادیث خوانده بود که دعا با دستی که در آن انگشتر فیروزه باشد، به استجابت نزدیک‌تر است، یک انگشتر فیروزه هم همیشه به دست داشت. 🌱صدای موسیقی موبایل را زیاد کردم که بتوانم زودتر کارهای آشپزخانه را تمام کنم. عادت کرده بودم. تا آهنگ نبود نمی‌توانستم به کارهایم برسم. برعکس من، مرتضی اصلاً اهل آهنگ گوش دادن نبود. از دوره‌ای که پایش به مسجد صفا و مباحث اخلاق استاد علوی باز شده بود، حتی خیلی از آهنگ‌های تلویزیون را گوش نمی‌داد. 🌱 مجبور بودم بعضی از اوقات که مرتضی هست، صدای تلویزیون را قطع کنم. 🌱در همهٔ موضوعات، مثل همین موسیقی، برایم کامل توضیح می‌داد؛ ولی اجبار نمی‌کرد. طوری رفتار می‌کرد که به‌خوبی حس می‌کردی این حرف‌هایی که می‌زند و اطلاعاتی که می‌دهد از سر دلسوزی و به‌خاطر این است که مرا دوست دارد و برایش مهم است که من خوب باشم؛ اما هیچ‌وقت تحکم نداشت و بهم زمان می‌داد. خوبی مرتضی این بود که در بسیاری از موضوعات، از مسیر رفته حرف می‌زد و گذشتهٔ خودش را پنهان نمی‌کرد. 🌱 می‌گفت: «من هم قبلاً آهنگ گوش می‌دادم؛ ولی بعد فهمیدم روح آدم تحت‌تأثیر قرار می‌گیره. به شعرهایی که می‌خونن دقت کن. ما ندیدیم یکی بیاد درمورد درخت بخونه. همهٔ ش توی این مایه هاست که تو نباشی من می‌میرم. گوش دادن به این شعرها ذلت می‌آره.» 🌱خیلی طول کشید تا من بعد از کلی تحقیق و شنیدن سخنرانی استادان اخلاق مسجد و بعضی کلیپ‌های استاد رائفی‌پور، به این نتیجه رسیدم که بدون آهنگ هم می‌شود زندگی کرد. شنیدن و نشنیدنش برایم یکی شد. تازه وقتی متوجه آثار مخربش شدم، عزمم را جزم کردم که موسیقی را به کل کنار بگذارم. .