.
پدرمادرا و همسرا جوری جلوی اونجا
نشسته بودن و تسبیح دستشون بود
که یه لحظه احساس کمبود کردم ☹️
پدرمادرم که اصلا خبر ندارن 😁
اهل خونه هم در خوابِ ناز ، و احتمالا
حتی انتظار دارن که با نونِ تازه برم
بیدارشون کنم 😊
هـــــــــعـــــــــییییییی🥴
.
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب
. 📌آقای خونمون از دیروز میگه احساس میکنم معدم پر از آب هست و اصلا میل به غذا نداره. 🍃دیرو
.
همسرم از دوشنبه داره پرهیز
نگه میداره تا معدش بهتر بشه
.
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب
. 🌱ناشتا بهش یه معجون طلایی میدم که معده رو تمیز میکنه .
.
🌱دوست دارید بدونید ترکیباتش
چی هست ؟؟
.
.
🌱دارم میرم خونۀ دوستم که
ماه بعد عروسیشه و داره
خونهاش رو میچینه.
.
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب
. 🌱دارم میرم خونۀ دوستم که ماه بعد عروسیشه و داره خونهاش رو میچینه. .
.
همونو رفتیم خونه اونیکی
دوستمون شام 😋
.