ژانوس ؛
شکوفههای بنفشِ «پلاسیده».
خواب دیدم دارم گل نرگس میکارم ولی جایی که کفشامونو میذاریم :]
هدایت شده از نگهبانان نورمِنگارد
برای واقعی میشه از چشمای جان، سم و از چشمای مری، دین رو دید.
ژانوس ؛
I'm still looking.
پنج سال و خوردهای گذشته و بازم با نوشتههای ویکتور هوگو اینقدر هیجانزده میشم که نمیتونم ساکت بمونم
بینوایان کامل رو دیگه ندارم اما نود و سه ای که از خاک خوردن توی قفسه نجاتش دادم هست و هنوز باعث میشه وسط تاریکی مغزم لامپای کوچولو جرقه بزنن