ژانوس ؛
من توی خیابون به همهی خانومیا لبخند میزنم. بعضیاشون یه طوری نگام میکنن انگار ارث شونو بالا کشیدم. ب
پس آربی یکی از اون آدماست که اگه یه روز موقع عبور میدیدمش روزم ساخته میشد=)
هدایت شده از آربی و خاندان بلک +دیگر نوادگان
من با اینحال بازم بهشون لبخند میزنم، با نگاهشون بر میگردن منو میخورن، متعجب میشم ولی بازم به لبخند زدنم ادامه میدم
هدایت شده از دین هستم بفرمایید🎀
سلامبهخوشگلایمن.
امیدوارمحالتونعالیباشه.
ایناولینتقدیمیدینهستمبفرمایید
هستوامیدوارمخوبپیشبره :)
برایتقدیمیکافیهاینوتوچنلتونفورکنید.
رنگچشمتون(یاهرکسیکهدوستدارید)
،رنگموردعلاقهتون،سینماییموردعلاقتون
روبهمبگید.
اگهچنلداریدلینکشوبذارید،اگرنهمیتونید
اسمخودتونیامستعارتونو،بهمبگید.
لینکچنلومشخصاتیکهگفتمرواینجا
بفرستید🤍
ظرفیت۱۰نفر
لطفاقبلازفورکردنحتمااینجاروچککنیدکه
ظرفیتتکمیلنشدهباشه.
بوس
ژانوس ؛
*محتوای اصلی: میشای بدبخت خونه اجاره کرده بوده و یه اشتباهی میکنه. چون ساعت کاریشون زیاد بوده و رفت و آمد هم یکم سخت بوده، به جنسن و جرد میگه که اونا هم میتونن اون مدت پیشش باشن. و جرد وقتی چشم میشا رو دور میبینه به جاش تلفن رو جواب میده و خودش رو به عنوان صاحبخونه جا میزنه و قرارداد میبنده. بعد میشا میاد تلفن رو ازش بگیره تلفن کوبیده میشه توی پنجره و شیشه میشکنه. وقتی تلفن دوباره زنگ میخوره میشا میدوه پایین که کلا سیمشو قطع کنه، بعد یهو میفهمه که لپتاپش رو روشن گذاشته. برمیگرده بالا و با جرد مواجه میشه که داشته از طرف میشا با اکانت میشا توییت میزده. (از ترامپ ریتوییت میکرده و به به و چه چه میکرده🥰چون میشا از ترامپ متنفره)
بعدشم که میشا لپتاپشو میگیره و یه دقیقه میره حموم، چون چشم میشا رو دور میبینه دوباره اینبار با تلویزیون یه گند جدید بالا میاره که میشا دو ساعت داشته ورمیرفته درستش کنه ولی نتونسته.
*جنسن هم میگفت اون مدتی که سر تلفن و لپتاپ میجنگیدن قهوه میخورد و یه گوشه نشسته بود نگاه میکرد
ژانوس ؛
*محتوای اصلی: میشای بدبخت خونه اجاره کرده بوده و یه اشتباهی میکنه. چون ساعت کاریشون زیاد بوده و رفت
واقعا طی یک روز به اندازه یک سال زندگی میشا رو به آتیش کشیده بود