eitaa logo
ع‍‌م‍‌ارت ف‍‌اوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
77 دنبال‌کننده
978 عکس
156 ویدیو
1 فایل
-درسواحل اسرارآمیز جزیره ایرلند، عمارتی با دیوار های خاکستری و شیروانی های سیاه رنگ خفته است... عمارت فاوْل در تسخیر ریدل، جایی که حتی او هم نمی داند کیست... برایم نآمه بنویــــس←https://eitaa.com/Tom_Iduna/3977 -فقط خواهران🌚✨ @witch_writer←چنل اصلی
مشاهده در ایتا
دانلود
ع‍‌م‍‌ارت ف‍‌اوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
بیاین انجامش بدیم✨ صبح زود: به خودم می رسم و موهامو میبندم✨ توی باغ: کتاب می خونم✨ بعدش: کلی اردک می
_درود آدونا آدلر... صبحه زود که از خواب پاشدم..به خودم میرسم و موهامو میبندم و بعد با آهوها بازی میکنم..کلی اردک میبینم! و در نهایت یه نامه خیالی می‌نویسم:) -موروهی-
_"اگه حرفی، چیزی بود؛ ✨ اینجا(ناشناس) ↓↓↓ https://harfeto.timefriend.net/17187956827181
https://eitaa.com/witch_writer/3438 ولی دست‌خطط رو نمی‌تونم ...... •••••••••••• _مشکلی نیست چون روی یه جای بد نوشتم و متاسفانه کج شد. الان ویرایش میکنم
دوستان من هنرجو دستخط نسخ بودم✨ مرا به مسخره نگیرید... 🚶‍♀
_https://eitaa.com/Jungle_post_office/366 نه منظورم اینکه که خیلی زیباست :)))))))) ••••••••• _درود فراوان😂✨
_لیلیان هستم . خاله‌ ی عزیز مادرم می‌گه که شما باهم در مدرسه هاگوارتز تحصیل کردین . شما اینقدر هم دیگه رو دوست داشتید که شبیه خواهر ها شدید . ولی متأسفانه باید بگم که مادر من دیگه جادو نمی‌کنه . خوب از نظر اینکه هنوز جادو داره بله . اون هنوز هم جادو داره اما می‌ترسه برای برادر کوچک من آلبرت خطرناک باشه . و برای چی به‌خاطر برادرم جادو نمی‌کنه اون هم اینه که میترسه که قضیه ولدمورت برای برادر کوچیکم هم اتفاق بیوفته و پیشونی اون هم زخمی بشه . حالا که دارم این‌نامه رو می‌نویسم زیر تختم هستم . چون مادرم اصلا نمی‌خواد که ما با دنیای بیرون ارتباط داشته باشیم . امیدوارم نامه به دستتون برسه . با قدرت باد که از پدرم به ارث بردم نامه رو براتون می‌فرستم . و اینکه من تازه نوشتن رو یاد گرفتم و اصلا توی سر هم کردن جملات خوب نیستم . اگه موضوع رو متوجه نشدید متاسفم .از صمیم قلب خواهرزاده ی شما لیلیان هُرِن •••••••••••••• _با سلام و درود لیلیان عزیزم✨ مممنونم که این نامه رو برام نوشتی بسیار خوشحال شدم✨🥲:)))نویسنده جان!
_درود بر بانو آدونا آدلر عزیز! بسیار خوشحالم که نامه قبلی ام به دستتان رسید.اکنون که نامه جدیدی برای شما مینویسم حوالی ساعت پنج عصر است و پرتو های خورشید از پنجره به درون کلبه ام می‌تابند و اینجا را بسیار گرم می‌کنند.از بدی های تابستان همین گرمای طاقت فرسایش است دیگر...اما باعث نمی‌شود هر روز به بیرون نرفته و به چیدن گیاهان و قارچ های عجیب و خوشمزه نپردازم.همچنین اضافه کنم که بسیار خوشحال میشوم در کلبه ام با شما دیداری داشته باشم تا برای عصرانه به صرف سوپ قارچ و نان داغ و برشته ای دعوتتان کنم. گرچه کلبه حقیرانه بنده به پای عمارت اشرافی تان نخواهد رسید و شاید احساس راحتی نکنید. در صورت قبول کردن این دعوتنامه در نامه بعدی آدرس کلبه ام را برایتان می‌نویسم. امیدوارم نامه ام سالم به دستتان برسد زیرا جغدم تازگی ها کمی حواس پرت شده است. امضا:لورا بل-ساحره ای در جنگل...★ ••••••••••••••••••••• _وای لورا جان، چرا اینقدر قلم ت قشنگه🥲نویسنده ای؟
وای بچه ها قول میدم سرم خلوت شده جواب نامه هاتون رو دقیق و با ظرافت بدم. فقط خداکنه سرم یکم خلوت شه😔✨ ولی بازم برام نامه بنویسید، خب؟ من همه شونو کامل میخونم و لذت میبرم https://harfeto.timefriend.net/17187956827181
_توی دوران تحصیلی رابطه تو و دراکو چجوری بود? •••••••••••••••••• _خب راستش انتظار نداشتم کسی اینو ازم بپرسه. نمیدونم بگم یا نه