_لیلیان هستم . خاله ی عزیز مادرم میگه که شما باهم در مدرسه هاگوارتز تحصیل کردین . شما اینقدر هم دیگه رو دوست داشتید که شبیه خواهر ها شدید . ولی متأسفانه باید بگم که مادر من دیگه جادو نمیکنه . خوب از نظر اینکه هنوز جادو داره بله . اون هنوز هم جادو داره اما میترسه برای برادر کوچک من آلبرت خطرناک باشه . و برای چی بهخاطر برادرم جادو نمیکنه اون هم اینه که میترسه که قضیه ولدمورت برای برادر کوچیکم هم اتفاق بیوفته و پیشونی اون هم زخمی بشه . حالا که دارم ایننامه رو مینویسم زیر تختم هستم . چون مادرم اصلا نمیخواد که ما با دنیای بیرون ارتباط داشته باشیم . امیدوارم نامه به دستتون برسه . با قدرت باد که از پدرم به ارث بردم نامه رو براتون میفرستم . و اینکه من تازه نوشتن رو یاد گرفتم و اصلا توی سر هم کردن جملات خوب نیستم . اگه موضوع رو متوجه نشدید متاسفم .از صمیم قلب خواهرزاده ی شما لیلیان هُرِن
••••••••••••••
_با سلام و درود لیلیان عزیزم✨
مممنونم که این نامه رو برام نوشتی بسیار خوشحال شدم✨🥲:)))نویسنده جان!
_درود بر بانو آدونا آدلر عزیز! بسیار خوشحالم که نامه قبلی ام به دستتان رسید.اکنون که نامه جدیدی برای شما مینویسم حوالی ساعت پنج عصر است و پرتو های خورشید از پنجره به درون کلبه ام میتابند و اینجا را بسیار گرم میکنند.از بدی های تابستان همین گرمای طاقت فرسایش است دیگر...اما باعث نمیشود هر روز به بیرون نرفته و به چیدن گیاهان و قارچ های عجیب و خوشمزه نپردازم.همچنین اضافه کنم که بسیار خوشحال میشوم در کلبه ام با شما دیداری داشته باشم تا برای عصرانه به صرف سوپ قارچ و نان داغ و برشته ای دعوتتان کنم. گرچه کلبه حقیرانه بنده به پای عمارت اشرافی تان نخواهد رسید و شاید احساس راحتی نکنید. در صورت قبول کردن این دعوتنامه در نامه بعدی آدرس کلبه ام را برایتان مینویسم. امیدوارم نامه ام سالم به دستتان برسد زیرا جغدم تازگی ها کمی حواس پرت شده است. امضا:لورا بل-ساحره ای در جنگل...★
•••••••••••••••••••••
_وای لورا جان، چرا اینقدر قلم ت قشنگه🥲نویسنده ای؟
وای بچه ها قول میدم سرم خلوت شده جواب نامه هاتون رو دقیق و با ظرافت بدم. فقط خداکنه سرم یکم خلوت شه😔✨
ولی بازم برام نامه بنویسید، خب؟
من همه شونو کامل میخونم و لذت میبرم
https://harfeto.timefriend.net/17187956827181
_توی دوران تحصیلی رابطه تو و دراکو چجوری بود?
••••••••••••••••••
_خب راستش انتظار نداشتم کسی اینو ازم بپرسه.
نمیدونم بگم یا نه
هدایت شده از 𝓣𝓱𝓮 𝔀𝓸𝓻𝓵𝓭 𝓸𝓯 𝔀𝓻𝓲𝓽𝓲𝓷𝓰🖋✨
https://eitaa.com/witch_writer/3389
صبح زود: صبحونه درست میکنم🫕
توی باغ: کتاب میخونم📖
بعدش: کلی اردک میبینم🦆
تو خونه: یه نامه خیالی مینویسم💌
~این چالشت بانمک بود آدونا، دوسش داشتم🙂✨
_https://eitaa.com/Jungle_post_office/374 ترو خدا بگو
••••••••••••••••••••••••
_خب راستش، آره رابطه مون خوب بوده. اون یه گروه از اسلیترینی ها جمع کرده بود ولی خب خبری از( کراپ و گوئل و زابینی و پانسی نبود) همه آدمای جدید حرفه ای بودن. آدمای خفن اسلیترینی
منم توی اون گروه بودم. و خب من براش یجورایی کار میکردم...
و خب یک بار بدجور به مشکل خوردیم.
ولی الان همه چی اوکیه.
الانم که باید توی عمارتش باشه. چون بعد مرگ لوسیوس مالفوی، اون مالک عمارت مالفویه. به تنهایی البته؛
منم که جوون ترین پرفسور هاگوارتزم. ۱۸ سالمه... از تام ریدل جلو زدم... و الان رمزگشایی باستانی درس میدم✨
همه چی خوبه
_راستش نمیدونم که بتونم اسم نویسنده رو روی خودم بزارم..این چیزیه که بقیه باید تعیینش کنن ولی بله گاهی اوقات مینویسم:) امضا:لورا-بل
•••••••••••••••••••••••••••••
_خیلی هم عالی✨نویسنده جان!
_ولی اونایی که به هرماینی میگن هرمیون، به دریکو ملفوی میگن دراکو مالفوی...اینا رو باید کشت!
•••••••••••••••••••••••••••
_هرماینی رو قبول دارم. ولی اون دراکو مالفویه اشتباه نکن. اون بخاطر تلفظ غلیظ انگلیسی ها اینجوری شنیده میشه*
_بانو آدلر عزیز! درود بر شما کاراگاه آناستازیا اسمیت هستم از وزارت سحر و جادو. در دو هفته گذشته پرونده ای مبنی بر استفاده از جادوی سیاه توسط شما در اداره ایجاد شده است که پس از تقریبا دو روز مجرم اصلی را پیدا کرده ایم و متوجه شدیم شخصی اقدام به ایجاد پاپوش برای شما کرده است که البته او فقط یک سرباز است و شخص اصلی پشت ماجرا هنوز در سایه ها مخفی مانده است و برای پیدا کردن او نیاز است که به چند سوال کوتاه پاسخ دهید. ۱-اولین شخصی که بعد از خواندن نامه به ذهنتان رسید چه نام دارد؟ ۲-شخص دیگری در نظرتان هست؟ ۳-اخیرا مورد مشکوکی را مشاهده نکرده اید؟مانند پرنده ای با چشم های سرخ یا موش خرماهای مرده؟ ۴-در روز ۲۵ ام مارس در کوچه دیاگون حضور داشته اید؟ لطفا بلافاصله بعد از خواندن نامه پاسختان را برایم ارسال کنید و اگر نظری در مورد حکم فرد دستگیر شده دارید لطفا در نامه شرح دهید. پ.ن.لطفا عذرخواهی مرا به دلیل شخصا حضور نیافتن برای گفت و گو پذیرا باشید. با تشکر- امضا: A.S
••••••••••••••••••••••••••
_ درود، ممنون بابت اینکه اطلاع دادید.
۱.یا یکی از دوستانم (همکلاسی هام) که شیطنتش گرفته یا یه نفر که منو میشناسه... و خواسته مزاح کنه.
۲.شک و تردید های من بسیار است
۳.تا دلتان بخواهد جن دیدم.
۴. خیر،
از شما آناستازیای عزیز درخواست دارم با ملایمت با فرد دستگیر رفتار کنید.
منظورم اینه که به بدترین نحو بکشیدش*
باتشکر آدونا آدلر
_های آدونا :) من تورو به کلبه ی جنگلیم دعوت می کنم♡میخوام معجون جدیدمو نشونت بدم...معجون طول عمر🔮 خوشحال میشم ببینمت...:)اگه دعوت منو قبول میکنی آدرس کلبه جنگلیم رو بهت میگم^^ -موروهی-
•••••••••••••••••••
_موروهی خیلی خوشحالم که برام نامه می نویسی. اما من متاسفانه وارد کلبه ی (پیوی) کسی نمیشم. ✨و ترجیح میدم در سایه بمونم... اگه همیشه همینجا برام نامه بفرستی بیشتر خوشحالم میکنی، موروهی عزیز؛
_سیلام آدونا آدلر ؛ من کاگومه جادوگر این جنگل هستم ... من آدم بسیار خجالتی هستم و راستش مدتی بود که میخواستم برات نامه بنویسم اما خجالت میکشیدم! که بالاخره این تصمیم رو قطعی کردم و حالا میخواهم تو را به کلبه ام دعوت کنم♥ آدرس کلبه ام : به پشت کوه ها بیا و رود را دنبال کن ، زمانی که رسیدی به انتهای رود سمت راست حرکت کن و از درخت های کاج و بوته ی نیلوفر های وحشی بگذر و سپس میتوانی کلبه من را ببینی...! فردا دم غروب آفتاب با دو لیوان چای داغ منتظر تماشای باران با تو هستم:) ~کاگومه~
•••••••••••••••
_سلام و درود ممنون از اینکه برام نامه نوشتی، کاگومه ی عزیز..✨